بنافت

آخرین مطالب


چچه کل ره پیشی هادم با ماشه

دم هادم دمنوش  با گل ونوشه 

خاطرات گذشته بَوّه زنده 

بَخرم دمنوش با شه جگر گوشه

علیخانی مهر ۹۶

ترجمه

با انبر چوب نیمه سوخته را به جلو برانم

با گل ‌بنفشه دمنوش درست کنم

تا خاطرات گذشته ام زنده شوند 

و با جگر گوشه‌ام دمنوش بنفشه بخورم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۸:۱۵
دوستعلی علیخانی


شپشک برنج ( به زبان مازندرانی ایزو یا ایزی می گویند )

چه کار کنیم برنج شپشک نزند؟

 ۱-  نگهداری برنج در دمای مناسب و مکان‌های خشک و خنک

۲- قرار دادن یک چهارپایه مشبک به ارتفاع ۲۰ الی ۲۵ سانتیمتر زیر گونی برنج 

۳- گونی برنج به دیوار چسبانده نباشد و حداقل ۵ سانتیمتر از دیوار فاصله داشته باشد.

اگر برنج شپشک زد، چه کنیم؟

۱- پارچه بزرگ و تمیزی را زیر نور آفتاب و در محلی دور از گرد و خاک پهن کنید و برنج حشره زده را روی آن بریزید. هوادهی و گرمای شدید آفتاب بین ساعت 12 تا 3 بعد از ظهر، می‌تواند حشره‌های برنج را فراری دهد. البته برای پیشگیری از خرد شدن برنج، آن را مدت زمان زیادی زیر نور مستقیم آفتاب قرار ندهید.

۲- پاشیدن نمک لابه‌لای برنج است که هرچند تأثیر زیادی در از بین بردن حشرات ندارد اما می‌تواند تا حدی باعث پیشگیری از تکثیر آن‌ها شود.

۳- قراردادن حبه‌های سیر لابلای برنج‌های داخل گونی

۴- استفاده از قرص‌های سیر موجود در بازار است. این قرص‌ها معمولاً ترکیب‌های فسفردار هستند و از آنجا که ترکیب‌های فسفردار بوی سیر می‌دهند، در بازار به قرص سیر معروف شده‌اند ولی در واقع سیری در تهیه آن به کار نرفته است. البته قرص خود گیاه سیر هم در بازار موجود است اما بیشتر قرص سیرهایی که در داروخانه یا عطاری‌ها به فروش می‌رسند، قرص «فستوکسین» هستند.

شما می توانید قرص های سیر را برای جلوگیری از مخلوط شدن با برنج، داخل یک قوطی کبریت قرار دهید و پس از ایجاد چند سوراخ ریز روی قوطی کبریت، آن را داخل گونی برنج بیندازید. قرص‌های سمی به هیچ‌وجه نباید خرد یا لابه‌لای برنج شوند زیرا با خوردن اتفاقی آن‌، مشکلاتحادّی ایجاد شده و حتی موجب مرگ انسان می‌شود. 

توجه : به دلیل سمی بودن بیش از حد قرص فستوکسین (قرص برنج/ ایزو دوا) و ضرر آن برای انسانها، فروش این قرص در بازار ممنوع می باشد. بنابراین استفاده از این قرص توصیه نمی شود.


         


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۶ ، ۱۵:۳۹
دوستعلی علیخانی


روی تصویر کلیک کن تا واضح ببینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۶ ، ۱۹:۳۸
دوستعلی علیخانی


گَتِ خنده مه خِنه جه پَر هایته

غم و غِصه مه خِنه ره سَر هایته

همدم بورده سفر نکرده پِهی

تیناری مه ره اینجه شه وَر هایته

علیخانی / مهر ۹۶

ترجمه فارسی

خنده( قهقهه)از خونه ام پر زد 

خونه ام پر از غم و غصه شده

همدمم به سفر ابدی رفته

تنهایی منو در آغوشش گرفته


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۱
دوستعلی علیخانی



خاطراتی از دوران مدرسه در دهه چهل و پنجاه شمسی ( قسمت اول) 


دهه چهل شمسی وقتی اعضای سپاه دانش به روستاها آمدند علاوه بر کار آموزش دانش آموزان با همکاری مردم اقدام به ساخت مدارس کردند این افراد در بعضی از مسائل روستا از جمله بهداشت و ... دخالت می کردند. مثلا به اتفاق دانش آموزان کوچه ها را تمیز می کردند و اقدام به جمع آوری زباله ها می کردند چنانچه شخصی آشغال یا پِهِن گاو را داخل کوچه می ریخت به او تذکر می دادند اگر به عملش ادامه می داد از قدرت حکومتی‌شان استفاده می کردند و به دانش آموزان دستور می دادند که آشغال را داخل حیاطش بریزند.

 یا یکی از کارهای سپاه دانش که معمولا با کدخدا محل هماهنگ بود نصب فانوس در کوچه های اصلی روستا بود معمولا هر شب می بایست دو سه نفر از اهالی که در اطراف جایگاه نصب فانوس خانه داشتند به صورت نوبتی شبها فانوس را روشن می کردند تا مردم راحت تر رفت و آمد کنند.


در مدرسه ما خدمتگزار وجود نداشت بنابراین می‌بایست به صورت نوبتی کلاس‌های درس، دفتر مدرسه و دستشویی را جارو می‌زدیم. و روی میز و نیمکت را با پارچه‌ی تر تمیز می کردیم چنانچه حتی مقدار کمی میز یا نیمکت کثیف بود مورد تنبیه قرار می گرفتیم. تنبیه آن دوران گذاشتن مداد لای انگشتان دست، چوب زدن به کف دستها، دستها هوا و یک پا بالا و ... بود. 


یکی از مهم ترین مشکلات آن دوره ساخت کاردستی بود. با توجه اینکه محل ما در حاشیه جنگل قرار داشت، کار دستی هایمان بیشتر کار با چوب بود معمولا نردبان، چکش،تفنگ و ... درست می‌کردیم بخاطر همین دستها یا پاهایمان در هنگام ساخت آن زخمی می شد. هنوز هم آثارشان  در بدنم به یادگار مانده است.

بسیاری از خانواده ها بخاطر وضعیت مالی ضعیف، لباس و کفش را یک سایز بزرگتر خریداری می کردند تا ما مدت زمان بیشتری آنها را بپوشیم. یکی از صحنه های زیبا یا ناراحت کننده در زنگ ورزش بود، زمانی که توپ را شوت می‌زدیم کفش ( لاستیک کلوش) همراه با توپ به هوا پرتاب و موجب خنده دیگران می شد. بخاطر همین عده ای از بچه ها داخل کفش هایشان علف یا کاغذ می ریختند تا پاهایشان قالب کفش شود. ( الهی اون روزگار دیگه بر نگرده ) 


سرمای آن زمان استخوان سوز بود و هر سال چندین دفعه برف  سنگینی می آمد که ما در همان برف و سرما باید به مدرسه می‌رفتیم.  بعضی وقتها بزرگترها معبری را از خانه تا مدرسه ایجاد می کردند تا ما راحت تر به مدرسه برویم. 

 بخاری مدرسه ما هیزمی بود. سوخت مورد نیاز را می‌بایستی دانش آموزان تهیه می کردند هر روز صبح یکی دو تکه چوب خشک همراه خودمان به مدرسه می بردیم و تحویل مبصر می دادیم چنانچه قطر چوب نازک بود یا چوب تر بود از ما تحویل نمی‌گرفتند. 

به محض اینکه موی سرمان کمی بلند می شد باید از ته می‌زدیم چنانچه دانش آموزی موی سرش را نمی زد معلم یا مدیر با قیچی وسط سرش را خط می انداخت و همین امر باعث می شد تا دیگران او را مورد تمسخر قرار دهند. آن زمان سلمانی یا نبود اگر هم بود پدرها بخاطر پول خودشان سرمان را با قیچی کوتاه می‌کردند پدرهایی که ناشی بودند موی بچه‌هایشان را خوب کوتاه نمی کردند که اصطلاحا به این مدل کوتاه کردن بِزتاش می گفتند. 

وقتی سال ۱۳۵۳ طرح تغذیه رایگان در مدارس اجرا شد برای اولین بار طعم موز و پسته را چشیدم  که برایم بسیار لذت بخش بود، هنوز هم مزه‌ی خوششان زیر دندانهایم هست. چون اجازه مصرف آنها را در خارج از مدرسه نداشتیم، بعضی وقت ها یواشکی مقداری از آنها را داخل جیبم  می گذاشتم و برای اهل منزل به خانه می بردم.  


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۶ ، ۲۰:۴۷
دوستعلی علیخانی




مه گِلی‌خِنِه‌ی در تِسِه وائه

بَفرمین٬ اگه‌ وینّی که تِه جائه

بِرو بَوین تِسِه جان دِمه یا نا

فقیرِ دل هَمش مشتِ صِفائه

ترجمه 

در خانه‌ی کاه گلی من به رویت باز است 

اگر مورد قبول شما است، بفرمایید

اگر بیایی جانم را فدایت می کنم 

چون قلب فقیر  همیشه با صفا است 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۲۹
دوستعلی علیخانی

اَتّا از کارای خطرناک اَغوز روشی هسته. کسی که خوانه اَغوز بَروشه وِنا به چن تا مَسَله دقت هاکنه.

* اَگه مهارت دار لو بوردنِ بلد نییه هیچوقت بخاطر چن تا کِل اَغوز شه زندگی جه بازی نَکِنه، بخاطر اینکه خله از آدِمای ناشی دارِ سر جه دکِتنه یا بَمردنه یا کِل و شِل بینه.

* اَغوز روش وِنا اَتا فکر اساسی شه کَلّه وسته هاکنه مثلا کِلای ضد ضربه شه سر بِهِله یا لااقل اَتّا کِلای ضخیم شه کله‌ی سر بِهِله تا از ضربات اَغوز کِل در اَمون بمونده.

*معمولا اَغوز روش شه هر دِتا دست جه روشا ره گِرنه تا اَغوز ره بَروشه، همین وسته احتمال رِها بَیّن وه از دار خَله زیاد هسته، بِتّرین کار این هسته که اَتّا رَسن دِ متری و محکم بَیره، اَتّا سر ره شه کمر ره دَونده، اَتّا سَرِ دیگه ره، اَتّا کلفت چله‌ی تن دَونده، تا با خیال رِحات شه کار ره انجام هاده، اگر هم دَکِته، دار به دار نووشه و بِنه رِها نووشه ( بنه رها بَیّن همونا و...)  

*ماقعی که اَغوز روش دَره اَغوز ره روشنه هیچکس دار بِن دَنیبوشه بخاطر اینکه امکان دارنه روشا اَغوز روش دست جه رها بَووشه و اونایی که پایین دَرِنّه ره زخمی هاکنه. اگه اَغوز درشت بوشه چون با سرعت پایین اِنه احتمال زخمی بَیّن اَغوز جمع کُنا هم هسته. 

* بعد از وارش یا صِوی سری که دار شِک و شِه دارنه اَغوز نَروشین، بخاطر اینکه احتمال سور بخردن خَله زیاد هسته.  

* اَغوز روش ونا پوتین، کَلوش یا چکمه عاج دار شه لینگ دَکِنه تا احتمال سور بَخردن و زخمی بَیّنِ وه کم بَووشه. 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۱۱
دوستعلی علیخانی


دیگه از سرسبزی بنافت خبری نیست. 

برگ درختان جنگل هم زرد و پژمرده شدن. 

چشمه ها کم آب یا خشک شدن. 

ماهیان رودخانه، علی رغم میل‌شان به استقبال مرگ رفتن. 

دیگر  از آواز خوش بلبلان خبری نیست.

حیوانات اهلی هم به نوعی دچار افسردگی شدن.

صدای نی چوپان حزن انگیز شد. 

دیگه مرغ خانه مادر بزرگ هم تخم نمی زاره. 

میوه درختان سیاه ریشه فندقی شدن. 

حتی مورچه ها حال و حوصله‌ی بیرون آمدن از لانه را ندارن.

زمین هم دهان باز کرده و منتظر رفع عطش است. 

آدما هم انگیزه ای برای کار و تلاش ندارن. 

همه‌ی این مسائل بر می گرده به نباریدن باران در استان پر باران کشور.

انگار باران از همه قهر کرده، کی این آشتی برقرار می شه، خدا می‌دونه.

 گویا بنافت تبدیل به یک منطقه خشک و کویری شده است. 

 همه چشم انتظار باران هستن تا دوباره نشاط و شادی به بنافت برگرده. 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۵۵
دوستعلی علیخانی


درخت به در حیاط اکثر اهالی دهستان بنافت جهت مصرف اهل منزل وجود دارد که آن را به صورت خام ، مربا، تاس کباب ، خورشت به، ته چین و ... مورد استفاده قرار می دهند. مردم این دیار معتقدند که به برای بهبود سرما خوردگی و گرفتگی گلو مفید است. در سال های اخیر عده ای به صورت گسترده اقدام به کشت آن نموده اند. البته با توجه به خشکسالی های اخیر و کمبود منابع آبی بعید می دانم توجیه اقتصادی داشته باشد. 

به سرشار از ویتامین‌های A و B و C و همچنین قند است. به رسیده، دارای طبیعتی معتدل است، در حالی که دانه آن یا همان به‌دانه طبیعتی سرد و تر دارد.

خواص درمانی به: 

به برای درمان بسیاری از بیماری ها از جمله عفونت‌های روده‌ای و ورم حاد روده، اسهال مخصوصا از نوع خونی، سوزش مجاری ادرار، تنگی نفس، سردردهای مزمن و التهاب‌های مختلف مفید است.

می گویند با خوردن به، عرق بدن خوشبو می‌شود.خانم‌های باردار هم برای جلوگیری از سقط جنین به مصرف کنند.

علاوه بر گوشت به، دانه آن نیز اثر شفابخشی برای التهاب‌های دستگاه گوارش و مخاط‌ها، سرفه‌های خشک، سینه درد، تب و گرفتگی صدا دارد ولی مراقب باشید از جویدن و بلعیدن به‌دانه بپرهیزید زیرا به‌دانه، حاوی یک ماده سمی است که برای بدن مضر است.

بنابراین چند عدد به‌دانه را مدتی در دهان نگه داشته و مرتب بمکید تا لعاب آن خارج شود، سپس بیرون بریزید یا اینکه چند عدد به‌دانه را در آب داغ بخیسانید و از لعاب آن استفاده کنید. لعاب به دانه برای ترمیم زخم ها و سوختگی پوست در اثر آتش بسیار مفید است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۳۹
دوستعلی علیخانی


پل سفید، شهری که همه ی دودنگه ای ها با وه خاطرات دارنه. 

 قبل از دهه چهل تموم دودنگه ای ها پیاده یا با اسب و قاطر مسیر سی چهل کیلومتری ره طی کردنه و به پل سفید رسینه. شه وسائل ره این شهر روتنه بعد تموم مایحتاجِ شه خنواده ره از بازار تهیه کردنه و گردستنه شه مله.  در  اواخر دهه چهل وقته جاده درست بیّه با چن دستگاه اتوبوس و نیسون این جه راه جم آمد و شد کردنه.

( راننده های اتوبوس مسیر دودانگه به پل سفید در دهه چهل: ۱_ فرج گوران ۲_حسن آقایی۳- احسان رضایی شاگردش علیجان بابایی. راننده آهو بیابان آمریکایی محمودی از زیراب) 

از سال پنجاه وسه به بعد با خرید مینی بوس از سوی بومیان مردم با مینی بوس از این مسیر رفت و آمد کردنه و از این  راه زیراب ،شیرگاه ، قائمشهر و ساری جِم در ارتباط دَینه. اوایل دهه هفتاد مسیر دودنگه به ساری از راه سد سلیمان تنگه وقته باز بیّه مینی بوس های روستاهای فریم و کندلک ارتباط شون از طریق پل سفید قطع بَیّه و فقط بنافتی ها از مسیر پل سفید تردد کِردنه در حال حاضر مینی بوس سنگده ( آقای طیبی) و مینی بوس دادکلا/سودکلا ( آقای یوسفی) این جه راه جِم رفت و آمد کِنّه. 

ایستگاه مینی بوس های دودنگه به ترتیب: 

پل سفید: ۱- جنب مسجد جامع ۲- زیر پل جدید محور پل سفید/ فیروزکوه

قائمشهر: خیابان تهران

ساری:۱-  گاراژ پیرزاده ( دروازه بابل) ۲- خیابان امیر مازندرانی جنب کارخانه ام ام ۳-  میدان امام جنب سپاه ۴-  ترمینال دودانگه به ساری خیابان مهدشت 

   باوجود ماشین های سواری شخصی که معمولا تو هر خنه‌ای فعلا دَره و آسفالت بَیِّنِ جاده پل سفید و سد سلیمان تنگه اکثر راننده های مینی بوس به خاطر مسافر نداشتن شه ماشین ره بروتنه و یه چن تایی به حیات‌‌شون دَرنّه ادامه دِنّه. به قول قدیما نو در بازار و کهنه در گذار بَیّه. 


با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۱۵
دوستعلی علیخانی

یازدهمین همایش احیا و پاشداشت بنافت قرار هسته در شهرستان ساری، بخش دودانگه، دهستان بنافت، روستای سنگده برگزار بووشه. 

در این همایش قرار هسته بازارچه بومی و محلی، بازی های قدیمی، موسیقی مازرونی، شعر خونی مازرونی و ... برگزار بووشه.

روز ۲۶ مرداد ۹۶ ره یاد نکنین، همه دعوتنی‌.

« اَتّا روز شاد در دامِن چِکِل»                         


با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۱
دوستعلی علیخانی

قلعه کنگلو، در کیلومتر ده جاده خطیرکوه و در نزدیکی روستای کنگلو روی صخره ای بنا شده است. دژ کنگلو از پلان منحصر ‌به‌فردی در میان قلاع و استحکامات دفاعی ایران برخوردار است که با بهره‌گیری از تکنیک‌های بومی البرز ساخته شده و دارای معماری اشکانی- ساسانی است.

نمای خارجی قلعه را یک دیواری عظیم سنگی تشکیل می‌دهد که در قسمت میانی و طرفین آن، برج‌های دیده‌بانی می باشد. فضای داخلی این قلعه با توجه به بقایای آن، مدور و در دو طبقه ساخته شده‌ بود که قسمت عمده آن از بین رفته یا در حال ویرانی است. مصالحی که در ساختمان قلعه به کار رفته عبارتند از: سنگ لاشه با ملات آهک و سنگ ریزه. 

قلعه کنگلو را عقاب مازندران می نامند چون هسته مرکزی قلعه شبیه سر عقاب و دو بازوی قلعه شبیه بال های عقاب هستند به همین دلیل وقتی از نمای دور قلعه را مشاهده کنیم  شبیه عقابی است که بال هایش را باز کرده و همه چیز را در حمایت خودش گرفته است.  


راه دسترسی به قلعه یا دژ کنگلو
مازندران، جاده سوادکوه به فیروزکوه، پل سفید، بعد از پادگان دوآب، جاده خطیرکوه ، نرسیده به روستای ملرد، جاده کنگلو، روستای کنگلو، قسمت جنوبی روستا، پانزده دقیقه پیاده روی، قلعه کنگلو

      جهت مشاهده عکس های بیشتر به کانال benaft11@ مراجعه کنید.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۲
دوستعلی علیخانی

 گوشت قُرمه یا قورمه کنسرو سنتی دامداران بنافتی 

در گذشته به دلیل نبود یخچال، اهالی دهستان بنافت مخصوصا دامداران، جهت نگهداری گوشت برای مدتی طولانی از روش قُرمه یا سرخ کردن گوشت استفاده می کردند. 

طرز تهیه  قُرمه / قورمه

ابتدا گوشت و چربی گوسفند را به قطعات ۳ الی ۵ سانتی، خُرد کرده و درون ظرفی مناسب ترجیحا دیگ مسی ریخته و چند عدد پیاز پوست کنده را به آن اضافه کنید (پیاز، برای گرفتن بوی گوشت) بعد مقداری نمک به آن بیافزاید تا گوشت ماندگاری بیشتری داشته باشد.سپس آب را به گوشت اضافه کرده طوری که روی گوشت را بگیرد.

آتش زیر دیگ را تند کرده تا به جوش آید، سپس آتش زیر دیگ را کم کنید تا آرام آرام بپزد و آب آن کم شود.بعد از پختن گوشت، آب اضافی را از دیگ خارج کنید. پیازها را جدا کنید و فقط روغن چربی های گوشت را که ذوب شدند در دیگ باقی بگذارید تا گوشتِ آب پز شده، درون روغن خودش، کاملا سرخ شود. 

روش کنسرو کردن سنتی گوشت قرمه

در گذشته، گوشت سرخ شده به همراه روغن آن را بعد از اینکه حرارتش گرفته شد، درون شکمبه  گوسفند یا خیک ( پوست دباغی شده ) ریخته و با نخ در آن را محکم می بستند تا هوا داخل آن نشود و در مکانی خشک و خنک نگهداری می کردند. جهت مصرف روزانه، از داخل شکمبه یا خیک، مقداری گوشت قرمه را با روغن همراهش جدا کرده و استفاده می کردند.

امروزه قرمه را در فریزر، به مدت طولانی نگهداری و به مرور زمان آن را مصرف می کنند.

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۹
دوستعلی علیخانی


دامداران دهستان بنافت زمانی که دام هایشان را به مراتع بندبن، زرجو، گلرد و اوپرت کوچ می دهند به دلیل دور بودن از روستا عموما از شیر دام هایشان پنیر درست می کنند و آن را داخل خیک( مشک) می ریزند تا آب باقیمانده در پنیر از آن خارج شود و پنیر کاملا خشک شود تا ماندگاری پنیر بیشتر شود.

اگر پنیر خیکی در محل مناسبی نگه داری شود محتویات داخل آن به مدت یک سال فاسد نمی شود.  

روش درست کردن خیکِ پنیر / پندیر خیک :

پوست تازه بره یا بزغاله که به صورت یکپارچه از لاشه جدا شده را برعکس می کنند سپس ماست و نمک را روی آن می مالند بعد از خشک شدن در فضای آزاد با دست آن را پرداخت می کنند و منافذ را با نخ محکم می بندند.

روش درست کردن پنیر خیکی: 

مواد مورد نیاز:

   - پنیر

   - نمک

   - خیک(پوست دباغی شده گوسفند یا بز)

 ۱- پنیر را خرد کرده و نمک را با آن مخلوط می کنند.

استفاده از نمک دو دلیل دارد. 

الف) موجب خوشمزه تر شدن پنیر می شود.

ب)سرعت خروج آب موجود در پنیر را افزایش می دهد.

  ۲- خیک را شسته و آن را خشک می کنند و دیواره ی داخلی آن را آغشته به نمک می کنند.

  ۳- پنیر را داخل خیک می ریزند و مَدخَل خیک را با دقت می بندند. چنانچه مدخل خیک به خوبی بسته نشود و هوا به داخل آن نفوذ کند، موجب کپک زدن پنیر می شود. 

پنیر خیکی 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۷:۳۰
دوستعلی علیخانی


یکی از سرگرمی های دوران کودکی ما در دهستان بنافت تاب بازی ( تو بازی، تو کا ) بود.

لوازم مورد نیاز جهت درست کردن تاب: 

۱- طناب؛ حداقل شش متر طول، حداکثر بستگی به ارتفاع درخت دارد. 

۲- قطعه چوبی به طول هفتاد سانتیمتر و قطر پنج سانتیمتر.

نحوه درست کردن تاب:

 ۱-انتخاب درخت با ویژگی های: الف) مقاوم باشد. ب) زیر درخت عاری از هر گونه درختچه، بوته و سنگ باشد. ج) انتخاب شاخه ای افقی و قطور به طول حداقل سه متر از تنه درخت به  سمت بیرون.

۲- طناب را از روی شاخه ی بیرونی درخت رد می کنیم سپس دو سر طناب را به هم گره می زنیم و به دور چوبی که به عنوان نشیمنگاه انتخاب کردیم می پیچانیم، پس از آن طناب را در دو سر چوب محکم گره  می زنیم.

اصطلاحات کاربردی در تاب:

۱- کفونک: چوب نشیمگاه 

۲- رَسِن: طناب 

۳- داربِکینگ: زمانی که شخص در هنگام تاب خوردن تعادلش را از دست بدهد و به تنه درخت برخورد کند می ‌گویند داربکینگ شده است.

۴- شِلِنگ: زمانی که روی چوب نشیمنگاه ایستاده تاب بخوریم و حرکاتی را انجام دهیم که موجب افزایش سرعت تاب خوردنمان شود می گویند طرف شِلنگی تاب می خورد.

 ۵- هِنیشتکاری: نشسته، زمانی که روی چوب نشیمنگاه بنشینیم و شخص دیگری ما را هل یا تاب دهد می گویند طرف هنیشتکاری تاب خورد.

۶-دِجِمبِلی: دو نفری، چنانچه شخصی روی نشیمنگاه بنشیند و شخص دیگری بغلش یا پشتش به حالت ایستاده روی چوب تاب بخورند می گویند دِجمبلی تاب خوردند.

۷- چرخ فلک: حالت دَوَرانی،  چنانچه شخص تاب خورنده در جهت خاصی بچرخد طوری که طناب به هم پیچیده شوند و در ادامه در جهت مخالف بچرخد می گویند طرف تاب چرخ فلکی خورد. 



با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۴۸
دوستعلی علیخانی