بنافت

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب


بَدیمه مردی چهل ساله خیابون

وِنه پِشت روک بییه، خَله پَریشون

خَله دل تو یار بییه وه خِدائی

چُرت زو، زارِک زوئه، کِرده گِدائی

وِنه رَخت چاک بییه، ریش دی بَرِشته 

نَخِشِ بو دا، نَم‌ چه‌چی  نِوِشته

تَن هِکِتِمه هاکِردِمه سِلوم 

چییه تِره، گپ بَزِن چَن تا کِلوم 

باته اَمان از دوست و رَفِقِ بَد 

مِره خنجر بَزونه به سونِ دَد

باتْمه ته شغل چی‌یه، چِکاره هستی

زن و وَچه دارنی، کی دِنه خرجی

زن و وَچه داشْمه، خِنه و ماشین 

کارتون خِس بَیمه، مه لا بَیّه آبچین 

چَنده مِن داشتِمه آبْرو، ِعِتِوار

خر هِم نِدارمبه تا بَوِّم سِوار

سیگار و تِریاک جه بی‌مه فِراری

مِره بد اِمو از هر چی تِریاکی

رَفِقون گوتِنه ته هاکون صِفا 

تریاک درد و مَرضِّ دِنه شِفا 

اَتّا نخ، دِتا نخ، بَیْمه سیگاری

تریاک کَشیمه روز و شو دِداری

تیلِندِ چایی و منقِل و وافور 

خِنواده ره مِجه هاکِرْدْنه دور 

مه تنِّ گرم دیگه نینگوئه تریاک 

دَکِتِمه توی شیشه و کِراک 

وِل و وارون بَهیمه، خیابونی

مال و زندگی بورده ناگِمونی

زِنا مَردِمِ سِره بَیّه کُلفِت 

وَچون کهنه کِنّه، کو ناز و نِعمِت

دومْبه اِسا مه حرفِ نَدینّی گوش 

از دستم خِرِنّی شِما حرص و جوش 

خِشی دَنییه این اَفیونِ دِله 

طبیعی بوش، تِجه نَکِنِن گِله

رَفِقونِ بد جه هاکِنین دوری 

آدِمِّ سر کیسه کِنّه بد جوری

اونایی که زونه دَم از رفاقت 

کِف کِنّه دَکِتْمه توی فِلاکت

این دِب، کیسه توره ره کِنده خالی

قرض و خواه وَرنه ته بَپیسته قالی

ته سِلامِّ علِک نَینه ته بِرار 

خِدی و غریب تِجه کِنّه فِرار

نِشْناسِنّه تِره ته زن و وَچه 

قُوِر نِدارنی اِندازی پَشه

مَردی ره هاکِرْدْمه منع و دِلالت 

دیگه وَسته، دَر بِرو از ذلالت 

یک دَفه شه ره دِم بِدا مه کَشه 

پَر پَتی بَزو جان هِدا مه کَشه

دوستعلی علیخانی / خرداد ۱۳۸۸


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۷ ، ۰۸:۲۵
دوستعلی علیخانی


قدر سلامتی و در کنار هم زیستن را بدانیم چون همه چیز در یک چشم به هم زدن سیصدو شصت درجه دور می‌زند و روزگار بهترین داشته های انسان را از او می‌گیرد. 

آری، به همین سادگی 

پَکِرِمه، کوه‌ِ غم بَیته مه دِل 

ناغافْلی پِرِ دست و لینگ بَیّه شِل

‌زِون پَهلی نَوونه، قفل بهییه

مِره زار زار اِشِنه، بِبای گِل

ترجمه فارسی 

 غمی به اندازه کوه روی دلم نشسته و ناراحت هستم  

چون ناگهان دست و پای بابام از کار افتادند 

زبانش قفل شد، نمی‌تواند زبانش را بچرخاند و حرف بزند 

بابای گلم، مرا به حالت ناتوانی و ملتمسانه نگاه می‌کند 

دوستعلی علیخانی / پانزده آذر نود و هفت 

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۶:۳۲
دوستعلی علیخانی


وا دَکِته پَئیز، وَلگ کِنده سِما  

انجیلی چَکّه زَنده، بوته قِوا 

پیتکی بیته ویشه، نَم نَمِ وارِش

اِزدار عاشق بَیّه، سَر هِدا صِدا

ترجمه فارسی

باد پاییزی برگ درختان را به رقص در آورده است 

درخت انجیلی کف می‌زند و کت‌اش را بیرون آورد

ابر جنگل را پوشاند و باران آرام آرام می‌بارد 

درخت آزاد عاشق شد و شعر عاشقی می‌خواند

دوستعلی علیخانی / آبان نود و هفت 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۷ ، ۱۷:۳۷
دوستعلی علیخانی


باتی پئیز اِمبه مِن سَرِ قِرار 

مه چِش پِد بَیّه، نِموئی ته دِلدار 

چه بِشتی مِره نِمک اوی دِله 

مه دل تِرَک بَخِرده سونِ اِنار   

ترجمه فارسی

به من گفتی، فصل پاییز سر قرار حاضر می‌شوم 

از بس منتظرت بودم چشمانم چپ شدند، امّا نیامدی  

چرا مرا پیچاندی و بد قولی کردی 

با این کار تو آزرده شدم و دلم مانند انار ترک برداشت 

دوستعلی علیخانی / آبان نود و هفت 

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۷ ، ۱۶:۰۸
دوستعلی علیخانی


یکی از باورهای اهالی دهستان بنافت « دماستی » بود. که مردم نسبت به این موضوع اعتقاد زیادی داشتند. 

دماستی یعنی : گیر کردن

دماستی گیر :   به شخصی که جلوی گیر را در گلوی بچه می‌گرفت یا به عبارتی رفع گیر می‌کرد « دماستی‌گیر » می‌گفتند.

زمانی که بچه‌ی کوچکی مریض می‌شد، مادران بچه را کول کرده و نزد دماستی گیر می‌بردند. دماستی گیرها اینطور در نزد عامه القا می‌کردند که تکه استخوان‌های ریزی در گلوی طفل گیر کرده است و به همین دلیل نمی‌تواند براحتی نفس بکشد. 

بنابراین آنان عبارتی را زمزمه می‌کردند ( ورد می‌خواندند چون ادعا می‌کردند با اجنّه ارتباط دارند ) و پارچه‌ای را جلوی دهان بچه می‌گرفتند و بینی بچه را به دهان گرفته وداخلش محکم فوت می‌کردند و با ترفندی که خودشان بلد بودند بعد از فوت کردن، چند تکه  استخوان از  داخل گلوی بچه خارج می‌کردند سپس استخوانی که داخل پارچه قرار می‌گرفت را به مادران نشان می‌دادند.

 مادران هم شخص دماستی‌گیر را دعا می‌کردند و مبلغی پول یا کالا بعنوان پاداش به او می‌دادند و با اعتماد به نفس و خوشحالی به منزل برمی‌گشتند. ظاهرا در اثر تلقین احساس می‌کردند بچه بهبود ‌یافته است. 

اما بنده هنوز هم نمی‌دانم آنان با چه ترفندی به مادران القا می‌کردند که این استخوان‌ها از گلوی بچه خارج شده ‌است. اگر چیز کوچکی در گلوی شخصی گیر کند باعث خفگی‌اش می‌شود چه رسد به سه الی چهار تکه استخوان نسبتا درشت و تیز. 

جالب اینجاست که بعضی از مادران در صورت مریضی بچه، در طول هفته دو الی سه بار پیش دماستی گیر می‌رفتند تا رفع گیر کند. 

امّا با توجه به ورود سپاه بهداشت در اواخر دهه چهل به روستاها و بالا رفتن اطلاعات مردم نسبت به مسائل بهداشتی و همچنین ایجاد راه شوسه و برقراری ارتباط با پزشکان در شهرها موضوع « دماستی » کم‌رنگ شد و دیگر کسی به سراغ « دماستی‌گیر » نمی‌رفت.  

نویسنده : دوستعلی علیخانی / آبان نود و هفت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۷ ، ۰۷:۲۰
دوستعلی علیخانی

فیروزه خاله از اهالی روستای پاجی شهرستان ساری است. هشتاد و اندی سال است که همدم و مونس او گاوهایش هستند. او به تنهایی در کوه و جنگل مشغول کار دامداریست. آقای یاسر طالبی مستندساز ساروی (اصالتا از روستای دادوکلا) از زندگی فیروزه خاله مستندی تحت عنوان «دلبند» تهیه کردند. بنده با دیدن تیزر این مستند ابیاتی را به یاد فیروزه خاله و دیگر زنان مازندرانی که در کنار همسرشان یا بدون همسرشان در دل جنگل‌های شمال مشغول گالشی هستند سروده‌ام و آن را تقدیم شیرزنان و فیروزه خاله‌های مازنی می‌کنم. 

فیروزه ته خسته تنِ بلاره 

گالش منزل خله ساله تیناره

 تیناری خِسنی مِنزلِ کنار 

پلنگِ پِلوره جه وونی بیدار 

صواحی وا نِدا خوجه وونی راست

منگو ره دوشِنی شیر ره زَندی ماست 

غِرِت پِشتی تِلِم ره ته دِنی پَر

کره گرنی دو ره اِلْنی نِفار سـر 

خالِک گوگ ره تیمار کِندی دنی ناز 

وِنجه گپ زَندی گونی شه دلِ راز

هیمه دوش کَشِنی،تاک‌تاکی پِش سر 

رَسن ته دوش ره بزو، لینگ بورده در 

مرس و مَمرِز لو شونی گِرنی چَرده    

دست ره تور بَزوهی بِشکِسته دَنده  

رِک و روش دَری نَکِندی اَجونی      

نِدارنی همدمی شه جه سِرونی

گالشی هاکِردی کوه و مازِرون            

دَسْتْ دراز نَکِردی پیشِ دیگِرون 

سختِ کار ساغات گِردن کمر درد 

هشتاد ساله کِندی کار ده تا مرد  

ته دست و لینگ همه توره نِشونه 

وِل هاکون گالشی نَهیر بِهونه

خستگی ته دست جه بَهییه خسته

اِسا برو مَله کار دیگه وسته 

دوستعلی علیخانی / آذر نود و هفت


دانلود فایل صوتی با صدای دوستعلی علیخانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۷ ، ۱۳:۳۸
دوستعلی علیخانی

تقدیم به آنانی که جوونی‌شونو صرف تحصیل در دانشگاه کردن و مدرک لیسانس، فوق‌لیسانس یا دکترا رو گرفتن و شغلی متناسب با تحصیلات‌شون پیدا نکردن. امّا آخرش تن به مشاغلی دادن که با مدرک تحصیلی سیکل یا دیپلم هم می‌تونستن در این مشاغل کارایی داشته باشن و آدم موفقی باشن. لذا هم جوونی و عمرشونو مفت هدر دادن، هم جیب باباهاشونا جهت پرداخت شهریه دانشگاه خالی کردن. 

کار اِسته مِن بَزومه این در اون در 

مه کالِ چَرمِ عمر هم بَهییه سر 

تِمومِ دَرا مه رو بَیّه زِلفین 

هزار افسوس نِدارمه پارتی و زر

برگردان فارسی

بخاطر پیدا کردن شغل درب خیلی‌ها را زدم و کمک خواستم 

از بس دویدم کفشم پاره شد و عمرش به سر رسید 

تمام درب‌ها به رویم بسته شد وجواب مثبتی دریافت نکردم 

هزار افسوس که پارتی و پول ندارم تا این درب‌ها را باز کنم 

دوستعلی علیخانی / خرداد نود و هفت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۷ ، ۱۰:۲۲
دوستعلی علیخانی


برمه‌واره

[شِه جانه مار، شِه بُورده مارِسّه]

هلا تِسّه روز و شو برمه کمّه

همش نیشتمه بی‌توُ برمه کمّه

اَتّا شو بی‌خوِر برو مه پلی

هارش تِسه چی هوهو برمه کمّه!

روخنه روخنه اَسری وارِمّه

شومه دریو به دریو برمه کمّه

ته دابوی گِل‌افشونه کیجا بی

تِه دا بومه تا دابو برمه کمّه

ته لینگه رج فیروزکوی هِداره

ته وِسه تا فیروزکو برمه کمّه

هِلا مِسه دِعا کِنّی، شِه دومّه

هِلا تِسه روز و شو برمه کمّه...


برگردان پارسی:

گریه‌بار

[برای مادر عزیز، مادر سفرکرده‌ام]

هنوز برایت روز و شب گریه می‌کنم

همیشه می‌نشینم بی‌تو گریه می‌کنم

باور نداری، یک شب سر زده بیا نزد من

ببین برایت چه زار زار گریه می‌کنم!

رودخانه به رودخانه اشک می‌بارم

می‌روم دریا به دریا گریه می‌کنم

تو دختر گل‌افشانِ دیارِ دابو بودی

فدایت می‌شوم تا دابو گریه می‌کنم

جای قدم‌های تو سمت فیروزکوه است

برایت تا فیروزکوه گریه می‌کنم

هنوز برایم دعا می‌کنی، خودم می‌دانم

هنوز برایت روز و شب گریه می‌کنم...

شاعر : داوود کیاقاسمی 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۷ ، ۱۹:۰۴
دوستعلی علیخانی


طرز تهیه دِشو حِلوا 

شیره‌ی خرمالو ( خِروِندی ) را داخل دیگ بریزید و آن را روی اجاق قرار دهید تا شیره با شعله‌ی ملایم قوام بیاید. بعد کنجد بو داده را به آن اضافه کنید و آن را به هم بزنید. سپس آن را داخل یک سینی که از قبل چربش کرده‌اید بریزید و با وردنه آن را پهن کنید و با سلیقه‌ی خودتان آن را به اشکال مختلف برش بزنید و نوش جان کنید. 

نکته : در هنگام اضافه کردن کنجد می‌توانید مقداری گردو به آن اضافه کنید تا خوشمزه‌تر شود. 

📷📝 دوستعلی علیخانی

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۷ ، ۱۸:۳۹
دوستعلی علیخانی

تقدیم به اونایی که : بِصتا،بِصتا دنیا بِمونه. بِصتا،بِصتا زندگی که نا،زنده بَموندِستِنه. بِصتا، بِصتا منتطر هَسنه که دنیا جه بورِن.

بِصتا بِصتا پا بِشتِمه به دِنیا  

بِصتا بِصتا کَشمبه درد و بِلا 

کار هاکِردِمه تا زنده بَموندِم

بِصتا بِصتا دنیا جه وومبه جِدا

ترجمه فارسی 

تقدیم به کسانی که: در سکوت و بی‌خبری به دنیا آمدند. در سکوت و بی‌خبری زنده ماندند، امّا زندگی نکردند. در سکوت و بی‌خبری منتظرند از این دنیا کوچ کنند.

 در سکوت و بی‌خبری به دنیا آمدم 

در سکوت مشکلات را تحمل می‌کنم

کار کردم تا به حیاتم ادامه دهم اما زندگی نکردم  

در سکوت و بی‌خبری از دنیا کوچ خواهم کرد

دوستعلی علیخانی / مهر نود و هفت

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۷ ، ۰۷:۲۷
دوستعلی علیخانی


مسیر راه‌آهن تهران- شمال بی‌شک زیباترین مسیر ریلی ایران است. مسیری پر پیچ و خم که از میان رشته‌کوه البرز و از روی پل‌های تاریخی ورسک و سه خط طلا می‌گذرد و به جنگل‌های شمال می‌رسد. چشم‌اندازهای زیبا و تنوع مناظر این مسیر واقعا بی‌نظیر است. این مسیر 95 تونل دارد و 27 کیلومتر از مسیرش، از میان تونل‌ها می‌گذرد.


کِلافه بَزو سه خطِّ طِلائی
پِلِ وِرِسک شاهکار هسته خِدائی
هِشتاد ساله خِلمِت کِنّه شِمالی 
پا بر جا بَموندین، سخته جِدائی

ترجمه فارسی
سه خط طلائی مانند کلافی در هم پیچیده و پیچ در پیچ است 
به خدا قسم، پل ورسک یکی از شاهکارهای مهندسی جهان است 
هشتاد سال است که سه خط طلا و پل ورسک به شمالی‌ها خدمت می‌کنند
الهی استوار بمانید چون جدایی از شما سخت و نگران کننده است
دوستعلی علیخانی / آبان نود و هفت 

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۷ ، ۱۱:۵۲
دوستعلی علیخانی

    🌹 تقدیم به سربازان وطنم ایران 🌹

وطِن ته دِشمِن ره اِیارمه خونِش 

وِشونِّ رَم دِمبه با تیرِ آرِش 

تِره مُخبِرِمه، کِمبه سینه سو

پامال نِلمه بَوو خونِ سیاوِش


ترجمه فارسی

وطنم، دشمنانت را به لرزه در می‌آورم 

آنان را با تیر و کمان آرش فراری می‌دهم 

از تو مواظبت می‌کنم، حتی با سینه‌خیز رفتن 

نمی‌گذارم خون سیاوش پایمال شود 


دوستعلی علیخانی / آبان نود و هفت 

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۷ ، ۰۷:۰۲
دوستعلی علیخانی



قله‌ی تمام صخره‌ای کیجا قلعه / ساری،دودانگه، بنافت 

چِکِل دیگه سِروش ندارنه.

اَتّا جیک زَن هِم وِنه پَهلی پی‌دا نَوونه. 

مِن هَستما و چِکِل، هر دِتا تینارِمی. 

آیا بِتومبه پنجه بَزِنم و وِنه تَن و په جه لو بورم. 

آیا بِتومبه شه ره وِنه کَشه بَرِسِندِم و هر دِتا آروم و قرار بَیریم.

آیا بِتومبه وِنسته گوش‌مَجی بارم و وِنه تِک ره مَشتِ خنده بَوینِم. 

وِنا قبول هاکنم که مه قِت کم بَیّه، امّا مِن شه تِلاش ره کِمبه. 

نویسنده : دوستعلی علیخانی / آبان نود و هفت 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۷ ، ۱۷:۳۱
دوستعلی علیخانی


بامِشی از ترکیب دِتا کلمه‌ی بام + شی درست بَییه. 

تا اونجه که مره یاد اِنه اهالی بنافت محصولاتی مثل گندم ، جو ،دونه، قند و چایی و چیزای دیگه ره شه خِنه‌ی بوم اِشتنه. بخاطر اینکه از شَرّ گَل در اَمون بَموندِن و وِشونه محصولات ره نَخِره معمولا شه خِنه اتّا بامشی داشتِنه تا بِتونه گَل‌ها را شکار هاکِنه.

چون بامشی اکثر وَقتا بوم پشت دَیّه و بوم شییه، همین وِسته وِنه نوم ره بامشی بِشتِنه. 

توضیحات : 

بامشی = گربه 

دونه = برنج

بوم = بام 

خنه = خانه

گَل = موش

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۲:۴۹
دوستعلی علیخانی


🐑طرز تهیه پنیر به صورت سنتی در دهستان بنافت 🐏

 

دامداران دهستان بنافت شیر گوسفند را روی اجاق می‌گذارند زمانی که شیر ولرم یا نیمه گرم شد آن را از روی اجاق برمی‌دارند و مقداری مایع پنیر به آن اضافه می‌کنند سپس روی آن را با یک پارچه‌ای ضخیم می‌پوشانند تا گرم بماند. بعد از یک ساعت شیر داخل دیک سفت می‌شود و به صورت ژله‌ای مانند در می‌آید. بعد آن را داخل پارچه‌ای نازک و تمیز می‌ریزند و گره‌ محکمی زده و در مکانی مناسب آویزان می‌کنند تا آب آن خارج شود. 

وقتی که آب آن بطور کامل خارج شد گره‌ی پارچه را باز کرده و قالب پنیر را با چاقو به ابعادکوچک نصف می‌کنند و داخل ظرف حاوی آب و نمک قرار می‌ریزند و به مرور زمان استفاده می‌کنند. یا آن را چنگ زده و با مقداری نمک مخلوط می‌کنند و داخل خیک ( پوست بره یا بزغاله) می‌ریزند و برای مدت زمان طولانی استفاده می‌کنند.

  

🐑پنیری که در دهستان بنافت مخصوصا در مراتع بندبن، گلرد و اوپرت تهیه می‌شود بواسطه مصرف انواع و اقسام گیاهان معطر توسط دام‌ها  دارای خاصیت دارویی بالایی می‌باشد و  هم از لحاظ عطر و طعم از کیفیتی مطلوبی برخوردار است. ( مخصوصا پنیر خیکی ) 

🐏خواص پنیر 🐑

🐑 منبع خوبی از پروتئین، کلسیم و فسفر می باشد

🐑 دارای ویتامین های A و B است 

🐑کسانی که در اثر کار زیاد خسته می شوند و کسانی که ضعیف هستند باید پنیر بخورند زیرا پنیر به دلیل داشتن فسفر برای این دسته از افراد مفید است.

🐑 کسانی که بیماری دیابت دارند می توانند پنیر بخورند زیرا پنیر مواد قندی ندارد.

🐑پنیر برای چه کسانی ضرر دارد 🐏

🐏  کسانی که چربی خون دارند

🐏 مبتلایان به ورم کبد و کیسه صفرا 

🐏  کسانی که سابقه بیماری قلبی دارند زیرا پنیر دارای نمک و چربی اشباع بوده وموجب تشدید بیماری می‌شود. 

نویسنده : دوستعلی علیخانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۷ ، ۰۷:۳۷
دوستعلی علیخانی