بنافت

آخرین مطالب


دامداران دهستان بنافت زمانی که دام هایشان را به مراتع بندبن، زرجو، گلرد و اوپرت کوچ می دهند به دلیل دور بودن از روستا عموما از شیر دام هایشان پنیر درست می کنند و آن را داخل خیک( مشک) می ریزند تا آب باقیمانده در پنیر از آن خارج شود و پنیر کاملا خشک شود تا ماندگاری پنیر بیشتر شود.

اگر پنیر خیکی در محل مناسبی نگه داری شود محتویات داخل آن به مدت یک سال فاسد نمی شود.  

روش درست کردن خیکِ پنیر / پندیر خیک :

پوست تازه بره یا بزغاله که به صورت یکپارچه از لاشه جدا شده را برعکس می کنند سپس ماست و نمک را روی آن می مالند بعد از خشک شدن در فضای آزاد با دست آن را پرداخت می کنند و منافذ را با نخ محکم می بندند.

روش درست کردن پنیر خیکی: 

مواد مورد نیاز:

   - پنیر

   - نمک

   - خیک(پوست دباغی شده گوسفند یا بز)

 ۱- پنیر را خرد کرده و نمک را با آن مخلوط می کنند.

استفاده از نمک دو دلیل دارد. 

الف) موجب خوشمزه تر شدن پنیر می شود.

ب)سرعت خروج آب موجود در پنیر را افزایش می دهد.

  ۲- خیک را شسته و آن را خشک می کنند و دیواره ی داخلی آن را آغشته به نمک می کنند.

  ۳- پنیر را داخل خیک می ریزند و مَدخَل خیک را با دقت می بندند. چنانچه مدخل خیک به خوبی بسته نشود و هوا به داخل آن نفوذ کند، موجب کپک زدن پنیر می شود. 

پنیر خیکی 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۷:۳۰
دوستعلی علیخانی


یکی از سرگرمی های دوران کودکی ما در دهستان بنافت تاب بازی ( تو بازی، تو کا ) بود.

لوازم مورد نیاز جهت درست کردن تاب: 

۱- طناب؛ حداقل شش متر طول، حداکثر بستگی به ارتفاع درخت دارد. 

۲- قطعه چوبی به طول هفتاد سانتیمتر و قطر پنج سانتیمتر.

نحوه درست کردن تاب:

 ۱-انتخاب درخت با ویژگی های: الف) مقاوم باشد. ب) زیر درخت عاری از هر گونه درختچه، بوته و سنگ باشد. ج) انتخاب شاخه ای افقی و قطور به طول حداقل سه متر از تنه درخت به  سمت بیرون.

۲- طناب را از روی شاخه ی بیرونی درخت رد می کنیم سپس دو سر طناب را به هم گره می زنیم و به دور چوبی که به عنوان نشیمنگاه انتخاب کردیم می پیچانیم، پس از آن طناب را در دو سر چوب محکم گره  می زنیم.

اصطلاحات کاربردی در تاب:

۱- کفونک: چوب نشیمگاه 

۲- رَسِن: طناب 

۳- داربِکینگ: زمانی که شخص در هنگام تاب خوردن تعادلش را از دست بدهد و به تنه درخت برخورد کند می ‌گویند داربکینگ شده است.

۴- شِلِنگ: زمانی که روی چوب نشیمنگاه ایستاده تاب بخوریم و حرکاتی را انجام دهیم که موجب افزایش سرعت تاب خوردنمان شود می گویند طرف شِلنگی تاب می خورد.

 ۵- هِنیشتکاری: نشسته، زمانی که روی چوب نشیمنگاه بنشینیم و شخص دیگری ما را هل یا تاب دهد می گویند طرف هنیشتکاری تاب خورد.

۶-دِجِمبِلی: دو نفری، چنانچه شخصی روی نشیمنگاه بنشیند و شخص دیگری بغلش یا پشتش به حالت ایستاده روی چوب تاب بخورند می گویند دِجمبلی تاب خوردند.

۷- چرخ فلک: حالت دَوَرانی،  چنانچه شخص تاب خورنده در جهت خاصی بچرخد طوری که طناب به هم پیچیده شوند و در ادامه در جهت مخالف بچرخد می گویند طرف تاب چرخ فلکی خورد. 



با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۴۸
دوستعلی علیخانی


کاهش 43درصدی بارندگی بهاری و نگرانی کشاورزان مازندران

مازندران بهار امسال را با کاهش 43 درصدی بارندگی نسبت به بهار سال قبل پشت سر گذاشته و این امر سبب نگرانی کشاورزان نسبت به پائین رفتن آب سفره های زیرزمینی و خشکسالی شده است.

هواشناسی مازندران در تازه ترین گزارش از وضعیت بارندگی ، میزان بارش در سه ماه بهار امسال را حدود 92 میلی متر اعلام کرد.

این میزان بارندگی نسبت به میانگین بلند مدت حدود 16درصد کاهش و نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود 43درصد کاهش نشان می دهد.

میزان بارش در سه ماه بهار سال گذشته حدود 162 میلی متر بوده است .

بر اساس گزارش هواشناسی مازندران بیشترین کاهش بارندگی در فصل بهار امسال به ترتیب در 15ایستگاه هواشناسی مازندران از گلوگاه حدود 37درصد ،دشت ناز 31 ، کجور 27، بابلسر 25، ساری، 24، کیاسر 22، بلده 21 ، پل سفید 19 ،نوشهر 14، آلاشت 12، بندر امیر آباد 11، رامسر 10 ، سیاه بیشه هفت و قراخیل قائمشهر 2 درصد کاهش بوده است.

هر چند خرداد ماه کم بارش ترین ماه های سال در استان مازندران محسوب می شود اما در خرداد ماه امسال خیلی کمتر از نرمال بارش اتفاق افتاد.

در خرداد ماه امسال حدود 3میلیمتر باران در مازندران باریده است که نسبت به میانگین بلند مدت حدود 88درصد و نسبت به خرداد سال گذشته حدود 91درصد کاهش نشان می دهد.

تحلیل هواشناسی مازندران از متوسط بارش 9ماهه سال زراعی ( سال آبی 95- 96 از مهر ماه سال قبل تا پایان خرداد ماه امسال ) نشان می دهد که حدود 498میلمتر بارندگی در استان اتفاق افتاده است که نسبت به دوره بلند مدت حدود 13درصد و نسبت به مدت مشابه سال زراعی گذشته حدود 24درصد کاهش داشت.

به گزارش خبرنگار ایرنا ، بر اساس آمار سازمان جهاد کشاورزی مازندران امسال 213هزار هکتار از زمین های کشاورزی استان زیر کشت برنج رفته است و اکنون در مرحله خوشه دهی قرار دارد.

دوره کاشت ، داشت و برداشت شالی در مازندران از زمان نشاء بسته به شرایط جوی 75 تا 90 روز است و شالیزارها نیز پس از مرحله نشاء تا به بار نشستن محصول به بیشترین میزان آب نیاز دارند.

از آنجایی که در سه سال اخیر کشت دوباره نشا برنج یا تولید برنج به روش پرورش ساقه شالی ( رتون ) در شالیزارهای مازندران رونق خاصی گرفته است، بارندگی در فصل بهار از اهمیت خاصی برای پر شدن حفره های زیر زمینی و آبیاری شالیزارها دارد.

بنابراین کاهش بی سابقه بارندگی در فصل بهار امسال ، کشاورزان مازندران را برای کشت دوم شالی نگران کرده است.

اگر چه آب شالیزارهای مازندران در سال های نه چندان دور بیشتر از آب بندان هایی تامین می شد که ذخایر آبی آن را بارش های پائیزی و زمستانی تامین می کرد، ولی روی آوری کشاورزان به کشت برنج از دهه 60 به بعد و خشکسالی های 30 سال اخیر سبب شد تا بهره برداری از آب های زیرزمینی مورد توجه قرار گرفته و افزایش یابد.

بر اساس آمار شرکت آب منطقه ای مازندران ، هم اکنون حدود 81 هزار حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق دارای پروانه بهره برداری در استان وجود دارد .

اگر چه آمار رسمی و دقیقی از تعداد چاههای غیرمجاز وجود ندارد ، ولی گمانه زنی ها آمار این بخش را تا 2برابر چاههای مجاز هم برآورد می کند.

استان مازندران 120 رودخانه اصلی و فرعی دارد که حدود 460 هزار هکتار از اراضی زراعی و باغی استان به روش های مختلف از جمله سردهنه ها ،آبیاری می شوند.

مازندران دارای 2سد بزرگ شهید رجایی و البرز و هشت سد کوچک با ظرفیت 324 میلیون مترمکعب است که امسال به طور میانگین 85 درصد ظرفیت این سدها پر شد.

800قطعه آببندان با ظرفیت 350 میلیون متر مکعب در استان مازندران وجود دارد که امسال 96درصد از ظرفیت این آببندان ها نیز پر شد.

بر اساس آمارهای رسمی، توان بالقوه آب مازندران در حد 6میلیارد و ‎ 600میلیون مترمکعب است که از این مقدار چهار میلیارد و ‎ 900میلیون مترمکعب آب های سطحی و بقیه آب های زیرزمینی است.

به طور میانگین سالانه حدود یک میلیارد و ‎ 550میلیون مترمکعب آب در بخش آب های سطحی و یک میلیارد و ‎ 350میلیون مترمکعب در بخش آب زیرزمینی در مازندران بهره برداری می شود.

مازندران با تولید سالانه 950 هزار تن برنج سفید، 42 درصد برنج مورد نیاز کشور را تامین می کند.

منبع خبر: ایرنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۶ ، ۱۴:۰۲
دوستعلی علیخانی


یکی از مشاغل فراموش شده در دهستان بنافت « مسگری یا قلعی چی » است. مسگرها در طول سال معمولا یکی، دو بار به روستاها می رفتند و در وسط محل یا جلوی حسینیه ها که تردد بیشتری بود چادر می زدندند و در ازای دریافت پول یا اجناس رایج مانند برنج، گندم، جو، عسل، فراورده های دامی و ..  ظروف روستاییان را  قلع اندود یا تعمیر می کردند. 

معمولا یکی از قلعی چی ها در کوچه های روستا با خواندن عباراتی مانند « مس قلعی کِمبه، مس» یا « مس قلعی کِمبه، دونه وری کِمبه، پِشدیم پَلی کِمبه » جلب مشتری می کرد. 

انواع ظروف مسی رایج در دهستان بنافت:

 انواع مِسکلا، شیردون، قَبجوش، قِراچه، انواع دوری، انواع مجیمه، اَفتو، انواع لَوه، بادیه، تاس، ملاقه، قاشِق، کف گیر، جوله، کتری، آبکش، انواع لَگِن، لاقلی، تابه و ...

ابزارهای مسگر یا قلعی چی: 

قلع، ورق مس، دستگاه دندانه، انواع چکش، قیچی برش، انواع انبر، پودر لحیم یا نشادر، سندان و ...


روش کار مسگر یا قلعی چی: 

ابتدا ورق مسی را جهت درست کردن ظروف به اندازه های مختلف  برش داده بعد آن را روی  سندان با ابزارهای مختلف حالت داده و جاهایی که به هم وصل می شدند به صورت نرو ماده برش می دادند بعد آن را  بوسیله تنه کار با حرارت جوش می دادند . سپس ظروف آماده شده را با اسید شسته و آن را به صورت چرخشی حرارت داده، هنگام چرخش مقداری پودر لحیم (نشادر ) آغشته به پنبه برروی مس به صورت پراکنده اضافه می کردند تا رنگ مس سیاه شود سپس به آن قلع می زندند بعد با پنبه قلع را به بدنه مس می مالیدند بعد از اتمام قلع کاری، آن را در آب خنک کرده و جهت تمیز کردن ظروف مسی که پودر لحیم در آن وجود داشت و سمی بود با گل تمیز شستشو می دادند.

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۴۳
دوستعلی علیخانی

نِخاره تَن دیگه درمون نِخوانه    بشکسته دل دیگه ارمون نِخوانه

رَفِقون بوردنه پَنجی به پَنجی     تیسا سِفره دیگه مهمون نِخوانه

ترجمه

بدنی که از کار افتاده درمان نمی خواهد      دلی که شکسته آرزویی نمی خواهد

        دوستان نوبت به نوبت از این دنیا رفتند   سفره ای که رنگین نباشد مهمان نمی خواهد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۷
دوستعلی علیخانی

دستور پخت کچلیک / کدو سبز

لطفا روی عکس نوشته کلیک کن. 

فواید کدو سبز : 

ملین+ رفع یبوست و سوهاضمه+ پایین آورنده تب+ خون ساز+

سرشار از آنتی اکسیدان+ دارای کلسیم، فسفر، منیزیم و آهن+

 ادرار آور+ پیشگیری از سرطان ریه+ بر طرف کننده ورم پروستات


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۲
دوستعلی علیخانی

این تا چه چییه؟

اَتّا مار صد وَچه، همه ی تِک ماتیک بَزه؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۷:۳۶
دوستعلی علیخانی


مازرونی مثل : آش بَخِردِپه ، تاس و کَچه فِراوونه.   


معنی فارسی: بعد از خوردن آش، کاسه و قاشق چوبی فراوان می شود.


مفهوم : زمانی که احتیاج به کاسه یا قاشق است، نمی توانی آنرا بدست بیاوری ولی بعد از پایان کار قاشق و کاسه فراوان یافت می شود.


برابر فارسی : نوشدارو بعد از مرگ سهراب 


 کاربرد مثل : این مثل زمانی به کار می رود که ابزار و وسایل در هنگام نیاز، نایاب اما پس از رفع نیاز فراوان باشد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۰۲
دوستعلی علیخانی


قراری شغل مردان خانواده های فقیر در روزگار سیاه فقر و نداری

  مردان خانواده هایی که از خودشان زمینی برای کشت و زرع نداشتند و یا حرفه ای خاصی هم  بلد نبودند، به قرار می رفتند.گاهی هم  افراد خانواده پرجمعیت نون خورهای اضافی خودرا به قرار می فرستادند. 

بعضی از  خانواده ها از سر اجبار و فقر دختر یا پسر خود را به نوکری یا کلفتی به خانه ارباب یا پولدارها می فرستادند. 

بعضی از خانواده های فقیر فرزندان پسر خود را از زمان خردسالی به قرار می فرستادند. گالش ها از این بچه ها برای نگهداری گوساله هایشان استفاده می کردند. به کودکان خردسال در گاوبنه گوک پی  می گفتند.

 چند نوع  قراری مرسوم بود. که بد ترین نوع آن پوستمزدی قرار(کار کردن در قبال خورد و خوراک روزانه) بود. پوستمزدی قرار یعنی فرد در قبال همه کارهای که از صبح تا غروب انجام می داد تنها سه وعده غذای بخور و نمیر دریافت می کرد. در آن سالهای سیاه نداری تازه همین  هم غنیمت بود و ارباب ها با هزار منت جوانان خانواده های فقیر را برای پوست مزدی قبول می کردند. 

نوع دیگر قراری با اندکی دستمزد همراه بود. گاهی هم علاوه بر دریافت غذای بخور و نمیر و اندکی دستمزد، لباس کهنه های بچه های ارباب را هم دریافت می نمودند. 

قراری نوعی بردگی بود وشخص قراری در واقع برده به حساب می آمد لذا باید هرنوع رنج و زحمت و تحقیری را تحمل می کرد. گاهی اتفاق می افتاد که جوان قراری به خاطر سختکوشی و صداقتش دل ارباب را بدست می آورد و با زرنگی و چالاکی خود دختر ارباب را شیفته خود می ساخت و به این طریق داماد ارباب می شد. اما داماد قراری هیچ وقت قرب و منزلت فرزندان ارباب را نداشت. 

 آب آوردن، شکستن هیزم، دوشیدن گاو ها، گله بانی، چوپانی، کار در مزرعه در فصل کاشت و برداشت و حتی انجام کارهای خانه  از جمله وظایف یک فرد قراری بود.

 خوشبختانه قراری از نوع پوست مزدی امروزه بکلی منسوخ شده است ولی متاسفانه قراری با اندکی دستمزد گویی هنوز کم و بیش رایج است.

منبع: وبلاگ لفور

قراری و، قراری و، قراری

امه لامیزه بن نون بیغاری

دِ سال سربازی هم  ونه خرشی

قراری نَونه اَمجه کناری

شعر/ استاد محمدعلی کاظمی سنگدهی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۵۳
دوستعلی علیخانی


غزل وصیت نامه از استاد کیوس گوران

خشکِ چو بَیمه، مِره تَش بَزنین

سردِ روزه کِله ی کَش بزنین

لِش نِدارمه، اَتتا او وسسه مره 

چشمه نَیه ،زردوی لش بزنین

سدر و کافور مه سر و تن نمالین

چهارتا پر نعنا ره مه نعش بزنین 

وقت تابوته گیرننی دوش سر 

شابِ گت تر مثل آرش بزنین

 مِره زودتر دینگنین قبر دله 

بعد از اون شونگ سیاوش بزنین

اَتتا تِپ اَسری توقع نیه مه 

اما خنده ،وره غش غش بزنین

شِل و شلوار دکنین چکّه سِما 

چکه با خوندش مهوش بزنین 

مسه طام پلا ندین بمرد روز 

من نخوامه دونه آبکش بزنین

تل او دیه اگه چار تا لیوان

یاد عصمت خاله دلکش بزنین

اگر اِننی مه مزار بیستا بئین 

لَله واره اونجه چن کش بزنین 

لله دوّه نا که رمضون پر سِرو 

جای اون رمضون اَخوش، بزنین

پَش نداشته این کلای شاعری

تف به این کلای بی پَش بزنین


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۴۸
دوستعلی علیخانی

روی تصویر کلیک کن تا واضح ببینی

جنگل پیمایی از مهدشت ساری تا شهرک فرهنگیان ساری واقع در جاده ساری/ قائم شهر 

جهت مشاهده تصاویر به کانال benaft11@ مراجعه کنید. 

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۴۵
دوستعلی علیخانی

دوبیتی های مازندرانی در وصف پدر 

ته قلب پِر از محبت هسته بِبا

ته چشمون پِر از رحمت هسته بِبا

ته گب و صحبت پِر هسته از امید

ته وجود پِر از نعمت هسته بِبا

دوستعلی علیخانی

اَتّاشو بَخِسم مِن خو بَوینم

جانِ پییر ره روبرو بَوینم

وِنه تن ره بی درد و تو بَوینم

وِنه سَره می ره سیو بَوینم 

   فرشته احمدی

ته اِشا اِش مِره وَسّه پی یِر جان

مه دِنیا ته کفِ دَسّه پی یِر جان

ته وِسّه چل چلا این دار و اون دار

خونِشّه سَر دِنه مَسّه پی یِر جان

هادی اکبری

بمرده روز انی مه یار وونی

پِیر مار و خواخر، برار وونی

مره دئی روزه جا انه خنده

اسا بمردمه ویشار وونی

حسن رجبی

گندم وجو، هیچوقت پلا نوونه                          

صدسبیل دار، جان بِبا نوونه

وِنه واری رَفِق پیدا نوونه  

بهارِ کَکّی، ته صدا نوونه

****

باهیرِم شِه پییِرِ،دوُشِ چُوقا

باهیرِم وِنِه دوُشِ، داز و هُوکا

صِوایی تا نِماشوُن، گوسفن هِمرا

وِنِه دوُش،دوُشتِرِه، سازُ، لَله وا 

****


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۰۱
دوستعلی علیخانی

این تا چه چییه؟ 

باغ سَر، سبز هسته

بازار سِیو هسته

خِنه قرمز هسته

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۲۰
دوستعلی علیخانی

جارو یا 'سازه' از گیاهی که در اصطلاح محلی ارزن گفته می شود بافته می شود و در برخی نقاط روستایی استان مازندران برای نیاز محلی کشت شده و پس از برداشت، خشک شده و با دست بافته می شود. 

جارودستی که مازنی ها به آن 'سازه' می گویند از دیرباز ابزاری برای نظافت و غبارروبی در منازلو مازندران بوده است. 

هنرمندان صنایع دستی با ظرافت زیاد و هنرمندانه ساقه های جارو را در کنار هم می چینند و در قسمت سکان دسته از انواع سیم های ظریف استفاده کرده و در قسمت تاج آن از نخ های پلاستیکی در رنگ های شاد و متنوع که نشات گرفته از روحیه با نشاط مردم این منطقه است، استفاده می کنند. 


با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۴۴
دوستعلی علیخانی

دهه چهلی هستمه، خوامبه از خاطرات عیدی مشق شِمه وِسته بارم. اون ماقع معلّما اِماره اَتّا گَتِ عیدی دانه، اون هم اَتّا پِشته مشق بییه. 

روزای اَبِّل طبق معمول عیدی گردش بییه از درس و مشق هیچ خَوِری نَیّه، نو رَخت و نو کلوش کِردِمی و خَله هِم مُخبِر بیمی کثیف نَووشِن شیمی فَک و فامیلاها و همسایه های سِره، صاب خِنه اِما ره اَتّا کِل مِرغِنه دا یا اَمه جیف ره اَتّا کم پِستونه یا نُقل کِردِنه. اون ماقع الان واری سفره رنگین نَیّه. سفره سر معمولا کِچیله نون، چایی، دونه حلوا، پستونه، نُقل و بعضی های سفره سر هم انجیر خِشک و مَمیج هم دَیّه. 

مارون اِماره گوتنه وچه جان عیدی تِموم بَیّه، کتابِ لا ره نِخوانّی واز هاکِنین شه مشق ها ره بَنِویسین.

اَتی نویشتمی و ویشتر پِشت گوش دِم دامی مشغول کا(بازی) بیمی، اون ماقع اَمه کا، گِلی کا ، هف سنگ ، مال کا (یک قل دو قل)، تو(تاب) ، مرغنه جنگی و لوتّی کا بییه ( لوتّی کا: گسفن پوست و رِغون حلب جه دِسر کوتن درست کِردمی و دَمبِک زومی، اَضه سرنا زونه و اَضه هم  خوندستنه و سِما کِردنه ) خلاصه خَله خِش گِذشته. 

یک زمونی سرساب بیمی که چَن تا صفحه مشق ویشتر نَنِویشتِمی، دِ سه روز آخر تعطیلات، روز و شو وِسته هِنیشیم و مشق بَنِویسیم.

ماقع مشق بَنِویشتن اِما همسائه وچون، من و پرویز و قربون که همکلاس بیمی با هم رقابت کردمی اَتّا کم مشق بنویشت بیبوشیم هِئی ره وَنگ دامی فلانی ته کجه دَری اون تا گوته فلان جا، اَگه وِره دِمبال دیبوشیم سرعت ره ویشتر کِردمی. 

مه یاد نَشونه اَتّا سال معلم اَنده مشق خَله باته من و قربون دست آخر شو، لمپای پهلی چن کَش خو بوردِمی اَمه مارون اِماره راست کِردِنه و دیمِّ او زومی دواره مشغول بنویشتن بیمی. خلاصه خو اِماره حریف بَیّه و دفتر و کتاب سر خو بوردمی.  روز که وا هدا، اَمه مارون اِما ره صدا بزونه، وچه جان روز بَیّه بورین مدرسه، وقته راست بیمی متوجه بیمی اَتّا یا دِتا درس آخر ره نَرِسیمی بَنِویسیم.

خلاصه با ترس و لرز بوردمی مدرسه وری ماقعی که معلم باته مشق ره بهلین میز سر اَمه تَنِ خون بَسوته، معلم دِتا دفتر صد برگ مشق ره اَتّا دید بزو و جرت جرت پاره هاکرده. اون سال من و قربون همه جه ویشتر مشق بنویشتمی، خشبختانه چوی معلم اَمه نصیب نَیّه. 

علیخانی/ فروردین هزار و سیصد و نود و شش 

   


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۰۵
دوستعلی علیخانی