بنافت

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

 دسته روی اهالی روستاهای دادوکلا و ولیکچال در طی سال های گذشته

از دریچه دوربین

به یاد کسانی که چهره در نقاب خاک کشیدند.

آرزوی طول عمر با عزت برای کسانی که در قید حیات هستند. 


دسته روی به روستای ولیکچال - سال 1380

روز عاشورا روستای دادوکلا - سال 1380 

عاشورای 1386 - مزار شهدای روستای دادوکلا

استقبال از هیئت روستای ولیکچال - عاشورای 1387


روز عاشورا - سال 1389

عمو یارمحمد و ذوالجناح - سال 1390

روز عاشورا - سال 1392


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۵۷
دوستعلی علیخانی

روز پنج شنبه نهم مهر نود و چهار به اتفاق گروه کوهنوردی اورشمک بنافت از ساری به سمت کیاسر حرکت کردیم قبل از شهر کیاسر در سمت راست جاده، تابلوی سبز رنگی نصب شده که اسامی روستاهای منطقه دو سرشمار و دیگر روستاها روی آن نوشته شده است. وارد جاده شدیم بعد از پشت گذاشتن روستاهای ایلال و آغوزگله به بالاده رسیدیم.از کیاسر تا بالاده سی کیلومتر است، نوزده کیلومتر آن آسفالت و مابقی شوسه است.  صبحانه را در کنار باغی صرف کردیم و ساعت ده صبح حرکتمان را به سمت شاهدژ آعاز نمودیم.

هوای صاف و خنک پاییزی انگیزه ی ما را جهت صعود چند برابر کرد.فصل پاییز میوه های جنگلی درجنگل های مازندران به وفور پیدا می شوند.شاهدژ هم سفره بزرگی از انواع و اقسام میوه ها مانند ازگیل(کندس)، ولیک قرمز، ولیک سیاه، زرشک،گلابی وحشی (تلکا)، آلوچه (ترش هلی) و چک چک را جهت پذیرایی برایمان پهن کرد. در فصل پاییز به واسطه این همه نعمت به جرات می توان گفت حتی بدون آب و غذا هم می توان قله شاهدژ را فتح کرد.

درختان شاهدژ جامه های سبز را از تنشان بیرون آوردند و جامه ها ی رنگارنگ به تن کرده بودند و بااین کارشان دلربایی را دو صد چندان کردند.  آبگیرهای سادوا و قارقچال هم زییایی خودشان را به رخ کوهنوردان و طبیعت دوستان می کشیدند و کام تشنه آنان را سیراب می کردند.

چهارصد متر مانده به قله ناگهان ابرهای تیره شاهدژ را مورد حمله قرار دادند.صدای رعد بزرگی در فضای منطقه پیچید و به دنبال آن باران شروع به باریدن گرفت.باد شدید و سرد گروه را وادار کرد تا لباس زمستانه به تن کنند.حرکتمان مان را تندتر کردیم و در دهانه غار چاهی کالم مال پناه گرفتیم بعد از چند دقیقه باران بند آمد و ابرهای سیاه بر فراز رشته کوه چهار نو جا خوش کرده بودند. 

مردد بودیم که ادامه مسیر دهیم یا برگردیم چون درختان سوخته از صاعقه به ما هشدار می دادند که وضعیت قرمز است. از طرف دیگر تا قله فقط دویست متر مانده بود و دوست نداشتیم صعود ناتمامی داشته باشیم به همین دلیل  دل به دریا زدیم و به سمت قله حرکت کردیم به محض اینکه به نوک قله رسیدیم آسمان غرید و باران نسبتا شدیدی شروع به باریدن گرفت. 

 از یک طرف خطر برخورد صاعقه به گروه و از طرف دیگر خیس شدن صخره ها که احتمال سر خوردن را افزایش می داد مرا دچار نگرانی کرد اما آرامش را در خود و بچه ایجاد کردم و به سلامت از این بحران گذر کردیم. شاید باورتان نشود وقتی سیصد متر از قله فاصله گرفتیم ناگهان ابرها به کنار رفتند و آفتاب به رویمان لبخند زد و رنگین کمان زییایی بر فراز قله مرادکوه شکل گرفت که واقعا جالب و دیدنی بود.بالاخره ساعت پنج بعد از ظهر به روستای بالاده رسیدیم سپس به سمت ساری حرکت کردیم.

بقیه عکس ها ادامه مطلب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۴ ، ۲۰:۲۵
دوستعلی علیخانی