بنافت

آخرین مطالب

چقدر زود دیر می شود

يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۷ ب.ظ


نوجوان که بودیم آرزوهای بزرگی داشتیم، آرزوهای بزرگ و دست نیافتنی. اما امروز که بزرگ شدیم با خاطرات نوجوانی زندگی می کنیم و آرزوی بزرگمان کوچک شدن و به کودکی و نوجوانی برگشتن شده است. چه آرزوی دست نیافتنی را در کودک وجودمان نظاره می کنیم با لبخندی بر لب و حسرتی بر دل که ای وای چه زود بزرگ شدیم و چقدر زود دیر شد.

تیر هزار و سیصد و شصت شمسی، میدان امام ساری

جهت مشاهده تصویر در سایز اصلی روی آن کلیک کنید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۱۳
دوستعلی علیخانی

نظرات  (۱)

۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۰:۲۳ مهدی خورشیدی پاجی
159
دورد بر شما جناب علیخانی
شما را سپاس بابت راهنمایی دریافت تصاویر رودخانه اشک ، که این لطف شما بماند ماندگار در لوح تمام دوستان دادوکلایی شفیق من که شریک تمام خاطرات دوران کودکی من اند.

برای دوستعلی که ندیده دوستی اش را ثابت کرد.

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....
تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
         چقدر زود
                     دیر می‌شود!

قیصر امین ‌پور

موفق و موید باشید در پناه یکتا یزدان پاک

تابزودی...


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">