بنافت

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

ضرب المثل مازندرانی 2

جمعه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۵ ب.ظ

ردیف

ضرب المثل

معنی فارسی

کاربرد ضرب المثل

1


همه وه دوایی، مه وسته کورک.

برای همه دارو هستی، برای من دمل یا زخم.

موقعی که شخصی نسبت به دیگران خوبی کند اما نسبت به شخص خاصی بدی کند این مثل را بکار می برند.

2


ته تش مره گرم نکرده، ته دی مره کور هاکرده.

آتش شما مرا گرم نکرد، دود آتش شما باعث کوری چشم من شد.

زمانی که شخصی را برای کمک و یاری نزد خود بیاوری نه تنها کمک نکند بلکه موجب زحمت شما شود این مثل را بکار می برند.

3


اون تا که ته فنده، مه کال چرم بنده.

اونی که فوت و فن توست، بند کفش کهنه من است.

موقعی که شخصی بخواهد به دیگری کلک بزند و با حیله و نیرنگ به هدفش برسد این مثل را بکار می برند.

4


وله چو راست نوونه، ترش شیر ماست نوونه.

چوب کج راست نمی شود، شیرترش ماست نمی شود.

کسی که ذاتا آدم بدی باشد و پند و اندرز در او اثرگذار نباشد این مثل را در موردش بکار می برند.

5


اسب هدا اِ خر هایته، از خشحالی پر هایته.

اسب را داد الاغ گرفت، از خوشحالی داشت پرواز می کرد.

زمانی که شخصی کالای گران قیمتی را با یک کالای بی ارزش معاوضه کند این مثل را بکار می برند.

6


کاتی ره پله پله لو شونه.

نردبان را پله پله بالا می روند.

در جواب کسی که می خواهد یک دفعه به همه چیز برسد این مثل را بکار می برند.

7


بچا آهن سر چکوش نزنه.

روی آهن سرد چکش نمی زنند.

در موردی استفاده می شود که شخصی کار بیهوده ای انجام دهد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">