بنافت

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

باورها

سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۴:۰۹ ب.ظ

باور در لغت یعنی: سخن، یقین، اعتقاد

باورها به گذشته های دور تعلق دارند که به صورت آگاه یا ناخودآگاه به اندیشه و رفتار انسان ها فرمان می دادند.

اما در حال حاضر با توجه به تغییرات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ماشینی شدن زندگی انسان ها اغلب آنها از کاربرد و استمرار باز مانده اند و بسیار کمرنگ شده اند.

نظر شما خواننده محترم در مورد باورها که بازمانده‌ی اسطوره ها، حماسه ها، سنت ها و ارزش ها و آداب گذشتگان ما هستند، چیست؟ لفطا در بخش نظرات این موضوع را به چالش بکشید.

جهت آگاهی به برخی از باورهای مردم با صفای مازندران که به مثابه ی قطره ای از دریا است اشارتی خواهم داشت.

ü        پشت سر مسافر، آب یا برنج می ریختند و باور داشتند که مسافرشان بزودی و سلامت باز می گردد.آب می ریختند تا زود برگردد. برنج می ریختند تا سیر باشد و در ناز و نعمت روزگار بگذراند.

ü        در منزلگاه های رمه ها، در حضور افراد خلافکار و ناپاک از دوش زدن (تلم زدن) خوداری می کردند و بر این باور بودند که این کار برکت را از بین می برد.

ü        در مورد نامگذاری سال نو بر این باور بودند که:

·          اگر سال روی مرغ نو شود، آن سال، سال خوردن و خوابیدن است.

·          اگر سال روی مار نو شود، آن سال، سال جنگ و جدال و فراوانی آب است.

·          اگر سال روی خوک نو شود، آن سال، سال فراوانی است.

·          اگر سال روی اسب نو شود آن سال، سال نیکو و خوبی است.

·         اگر سال روی خرگوش نو شود، آن سال، سال خوابیدن زیاد و صلح است.

·          اگر سال روی گاو نو شود، آن سال، سال جنگ و شاخ به شاخ است.

  •  گالش ها و چوپانان از وزن کردن، تقسیم و جا به جا نمودن محصولات دامی، در انظار عمومی پرهیز می کردند و این کار را در خفا انجام می دادند و بر این باور بودند که چشم زخم می خورند و محصولاتشان کم می شود.

  •   برگردن حیوانات خانگی برای دفع چشم زخم یک یا چند سنگ کبود (میر کا) می آویختند.

  •   از نفرین و آه پیرزنها هراس داشتند و براین باور بودند که « پت پته نفرین » یعنی: نفرینی که از دل برآید و با آه و ناله توام باشد، کارگر می افتد.

  •  هر گاه بچه ‌‌یی دچار سکسکه های مداوم می شد، برای این که این کار از یادش برود، نخ کوتاهی را با زبان خیس می کردند و آن را روی بینی بچه قرار می دادند تا سکسکه اش قطع شود.

  •   براین باور بودند که بوسیدن پشت گردن بچه خوب نیست، زیرا در آینده، نازک نارنجی می شود و زود قهر می کند.

  •  شب ها هنگام خواب جوراب را بر بالای سر، کنار متکا یا بالش قرار نمی دادند و بر این باور بودند که موجب دیدن خواب های بد می گردد.

  •   باور داشتند: اگر کسی قورباغه ای را بکشد، در عروسی اش هوا بارانی می شود.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">