بنافت

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

سیر کوهی یا والک

نام مازندرانی :  الزی

نام علمی : Allium ursinum L 

 نام انگلیسی :  Board-leaved Garlic، wild Garlic

الزی گیاهی است شبیه پیاز با دانه ها و گل سفید رنگ این گیاه به صورت خود رو در جنگل های استان های شمالی ایران می روید. الزی  بسیار ملایم ‌تر و شیرین ‌تر از سیر معمولی است و بیشتر مصرف دارویی دارد. سه ویژگی مهم الزی عبارتند از :  1- بوی سیر و پیاز می دهد 2-  اغلب دارای دو برگ دراز نوک تیزاست 3-  دارای دمبرگ است .

 اهالی دهستان بنافت در فصل بهار به مناطق مرطوب و سایه ای جنگل ها و بیشه ها می روند و اقدام به چیدن این گیاه می کنند. و از آن به عنوان سبزی در برنج ، آش و همچنین به صورت سبزی خوردن یا سالاد استفاده می کنند.

این گیاه را برای فصول دیگر به دو روش فریز کردن و یا خشک کردن می توان  نگهداری کرد.خشک کردن آن حتما باید در سایه صورت پذیرد.

تذکر مهم : نمونه غیر خوراکی الزی یا سیر کوهی بسیار شبیه خودش  است. معمولا الزی غیر خوراکی  بسیار تلخ و نسبت به الزی خوراکی برگ هایش پهن تر است. در بنافت به آن الزی مار یا الزی ماره می گویند.

خواص و اثرات دارویی الزی

1- الزی برای  تصلب شرایین، اسهال، اتساع روده ای، آنفلوانزا، برونشیت، بیماری اسهال خونی از نوع آمیبی و سیاه سرفه کاربرد دارد.

2- خوردن آن تنفس را آسان و تنگی نفس را درمان مى کند.

3- مداومت در خوردن الزی سبب ریزش موى سفید و در آمدن موى سیاه به جاى آن می شود. این خاصیت به علت داشتن فلز منگنز است که در آن زیاد بوده و عامل سیاهى موى بدن انسان مى باشد

4- مصرف گیاه سیر کوهی یا الزی باعث کاهش قند و پیشگیری از افزایش فشار خون در مبتلایان به دیابت می ‌شود.

5- این گیاه ضد عفونى کننده ی قوى است؛ به هضم غذا کمک مى کند و ضد کرم معده و کرم کدو است.

6- تسکین دهنده ی درد روماتیسم ، سیاتیک و نقرس مى باشد.

7- میوه ی سیر کوهی یا الزی بسیار خنک و ضد رطوبت بدن است و راه ورود میکروب ها را به عروق مى بندد و از خونریزى و فساد خون جلوگیرى کرده و رقت خون را درمان مى کند.

8- ملین و اشتهاآور بوده و ادرار را زیاد مى کند.

9- شربت الزی براى مبتلایان به تب و آبله مرغان و سرخک بسیار مفید است. غرغره ی جوشانده ی آن براى درمان دردگلو و آنژین سود فراوان دارد.

10- سکنجبین میوه آن خنک کننده بوده و براى رفع یرقان و التهاب صفرا و کبد سودبخش است.

11- به صورت موضعی برگ های له شده ی آن را می توان برای از بین بردن آبسه و کورک به کار برد.

12- مالیدن عصاره میوه ى الزی جهت زخم هاى آبدار و چرکى نافع بوده، آن ها را خشک مى کند و گل آن نیز همین خاصیت را دارد.

13- جویدن برگ الزی جهت ورم لثه و رفع بى حسى آن مفید مى باشد. جوش هاى دهان را از بین مى برد و بوى بد دهان را برطرف مى نماید.

14- گل الزی اسهال را بند مى آورد و ضماد برگ آن بر روى دکمه بواسیر خونى نافع است.

15- نوشیدن جوشانده ى ریشه ی الزی علاوه بر بند آمدن اسهال، سنگ کلیه و مثانه را خرد مى کند.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۱۲
دوستعلی علیخانی

استاد محمد علی کاظمی متخلص به « شروین» بیستم اردیبهشت سال 1330 در روستای سنگده واقع در دهستان بنافت بخش دودانگه شهرستان ساری متولد شد و  در سال 1354 موفق به دریافت فوق لیسانس مهندسی برق از دانشکده فنی تبریز گردید.

ایشان آثاری زیادی را مکتوب نموده است که به صورت تیتروار می توان موارد زیر را نام برد :

1-      موریانه ها از درون می تراشند ، سال  1368

2-      - سال های تبعید در خانه 63 تا 72 ( خاطره نویسی)

3-      - ذوالفقار کربلا- سال   1373     

4-      « عالم دوم »  در مورد مسائل فوق طبیعت و متافیزیک ، سال 64-65

5-       دو کتاب معروف وی « دائره المعارف سادات » و « نخبگان میانه هرم » است که بیش از یک دهه نگارش آن به طول انجامید.

6-      در سال 54 حماسه منظوم « چکل»  را سرود و آنقدر بر جامعه مازندرانی و اهالی هنر تاثیر گذاشت که بسیاری استاد را با نام « چکل » می شناسند  .

7-    « تاریخ منظوم مازندران » ( در قالب مثنوی حماسی و هم وزن عروضی شاهنامه ) در سال 55 

8-        کتاب طنز  "ایمان بیاوریم به طبیبان عصر خویش "

9-       آدم ها در زمستان ، آیینه های شکسته و ...

یکی از آثار ماندگار استاد کاظمی منظومه چکل می باشد که به زندگی روستا نشینان مازندرانی در گذشته نه چندان دور پرداخته است . در درون همین اشعار پیامهایی بس مهم نهفته است که قابل تامل می باشد . به نظر حقیر استاد چون اشعار چکل را به زبان خودمانی و به دور از تکلف سروده است ایشان را در نزد اهالی مازندران خصوصا مردمان دهستان بنافت دوست داشتنی کرده است . بنده بارها در همایش های پاسداشت بنافت به وضوح مشاهده کرده ام وقتی استاد اشعارش را برای حاضرین قرائت می کند همگی با جان و دل به سروده هایش گوش فرا می دهند و این امر موید گفته های  بنده می باشد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۳
دوستعلی علیخانی

 بنده احساس می کنم نسل نوجوان و جوان حتی بسیاری از جوانانی که در روستاها سکونت دارند از نحوه کشت گندم و جو به صورت سنتی اطلاعات کمی دارند بنابراین لازم دانسته ام اطلاعاتی را هر چند ناقص به علاقمندان ارائه کنم تا از سخت کوشی گذشتگان آگاهی یافته و قدر نعمات خداوندی را که در حال حاضر خیلی راحت به دستمان می رسد بدانیم.

در دهه های گذشته مردم دهستان بنافت اقدام به کشت گندم، جو و ارزن (گورس)می کردند. متاسفانه و به دلایل گوناگون در حال حاضر به ندرت این کار صورت می گیرد. از گندم برای تهیه نان و از جو و ارزن بیشتر برای خوراک دام و طیوراستفاده می کردند.

نحوه کشت گندم و جو:

ابتدا اهالی محل با همکاری یکدیگر با ساخت چپر(پرچیم) اقدام به محصور کردن زمینهای زراعتی می کردند (معمولاً با شاخه های درختان جنگلی مانند راش (مرس) و ممرز چپر درست می کردند) در اواخر تابستان و اوایل پاییز زمین را بوسیله خیش(جت وازال)که توسط دو راس گاو نر(ورزا) کشیده می شد شخم می زدنند. پس از مدتی بذر را درون کیسه مخصوص (دوشتره)می ریختند و اقدام به بذرپاشی می کردند در همین راستا شخصی را به عنوان دشت بان (دشت ون) و شخص دیگری را به عنوان شکاربان (میراشکار)انتخاب می کردند وظیفه دشت بان محافظت از مزارع بود تا حیواناتی مانند گاو گوسفند وارد مزارع نشوند چنانچه چپر به دلایلی خراب می شد اقدام به ترمیم آن می کرد.

شکاربان وظیفه داشت شبها در اطراف مزارع دور بزند تا جلوی ورود خوکها را از طریق شلیک گلوله تفنگ شکاری و به هلاکت رساندن آنها به داخل مزارع جو و گندم بگیرد.دشت بان و شکاربان برابر قرارداد سهم خودشان را در پایان فصل زراعی در زمان خرمن کوبی از کشاورزان دریافت می کردند.

در فصل بهار مخصوصا در ماههای اردیبهشت و خرداد کشاورزان شب ها به کمک شکاربان می رفتند که در اصطلاع روستایی به آنان شوپه گر می گفتند. شوپه گرها با فریادهایشان (کلیّ) حیوانات وحشی را از اطراف مزرعه دور می کردند.

« شوپه گر فریا پیته گندم جار                 تا صبح کلیّ داهه مه دل تنگ هایته »

فصل درو جو و گندم اواخر خرداد و اوایل تیر بود درو معمولا به صورت دستی و بوسیله داس (دره) انجام می شد سپس ساقه های گندم را به صورت دسته های کوچک (کسو) در می آوردند و آن ها را روی هم قرار می دادند (کوله) بعد از پایان درو دسته های گندم و جو را در یک مکان مناسب روی هم قرار می دادند و به صورت یک برج در می آوردند.(وامبار، بنه کوپا)سپس نه الی دوازده حفره به عمق چهل سانتیمتر در زمین می کندند و ستون های چوبی بلند (دقاله)را داخل آن قرار می دادند و روی آن را بوسیله چوب و شاخه های درختان پوشش می دادند.و بوسیله یک چوب بلند (کرسخ) دسته های گندم یا جو را روی آن به صورت منظم می چیدند و شبیه یک برج بلند درست می کردند(دارکوپا) و روی آن را کاملا می پوشاندند تا آب داخل آن نفوذ نکند.

« ویشه جه گیتنه دقاله لوچو         کر ره کوپا زونه مه دل تنگ هایته »

چون در گذشته مردم برای نگه داری گندم یا جو و کاه انبار نداشتند بنابراین از این روش برای نگه داری آذوقه خود و احشامشان استفاده می کردند.هر وقت نیاز به گندم یا جو داشتند خرمن درست می کردند یعنی زمین را صاف و خالی از هرگونه گیاه می کردند سپس اقدام به کوبیدن گندم یا جو بوسیله اسب یا قاطر می کردند. کاه را بوسیله یک چوب بلند که قسمت جلویی آن دو شاخه بود (لفا) از گندم جدا می کردند و بوسیله یک پارو بلند (فیه)گندم را به هوا داده تا خرده های کاه از محصول جدا شود سپس محصول را بوسیله یک ظرف چوبی (کیل لاک) پیمانه می کردند و داخل خورجین بزرگی (گوال) می ریختند و با اسب یا قاطر به منزل حمل می کردند ضمنا کاه را بوسیله یک تور دست باف بزرگی که از پشم بز درست شده بود(ونده) با اسب یا قاطر به پشت بام طویله (کلوم) انتقال می دادند تا در فصل زمستان برای خوراک دام مورد استفاده قرار گیرد به کسانی که اسب یا قاطر را همراهی می کردند چا بیدار می گفتند.

« ونده و گوال ره کردنه اسب بار       چا بیداری وسته مه دل تنگ هایته »

                                                            

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۲۰
دوستعلی علیخانی

شیرین رود با حضور گروه کوهنوردی اورشمک دادوکلا

منطقه تفریحی گردشگری شیرین رود در استان مازندران ،شهرستان ساری ، بخش دودانگه ، روستای خرم آباد واقع شده است. راه دسترسی به آن آسفالت می باشد. فاصله آن تا مرکز بخش دودانگه 12 کیلومتر می باشد.

راههای دسترسی به شیرین رود:

۱- ساری، جاده دودانگه، سد سلیمان تنگه، فریم شهر، روستای علی آباد ، روستای خرم آباد ، رودخانه شیرین رود

۲- سوادکوه، جاده جنب پمپ بنزین شهر پل سفید(جاده دودانگه) ، سد فریم صحرا، فریم شهر، روستای علی آباد، روستای خرم آباد، رودخانه شیرین رود

پر آب ترین رودخانه بخش دودانگه شیرین رود است که از دامنه شمالی رشته کوههای البرز سرچشمه می گیرد. این رودخانه پس از سیراب کردن شالیزارهای تعدادی از روستاهای دودانگه با پیمودن مسافتی به دریاچه سد سلیمان تنگه می ریزد.

آب رودخانه به دلیل اینکه از دل جنگل های به هم تنیده راش ، انجیلی و ممرز عبور می کند و نور آفتاب به آن نمی تابد بسیار سرد می باشد. مناسب ترین ماههای سال برای شنا در این رودخانه تیر و مرداد می باشد.

در یک کیلومتری منطقه توریستی آبشار های کوچکی قرار دارد ولی آبشارهای اصلی که از دل کوه بیرون می زنند و سرچشمه اصلی رود را تشکیل می دهند در منطقه اوبن واقع شده اند که فاصله زیادی با مجتمع تفریحی دارند.

اگر از من می شنوید ، حتما سری  به شیرین رود بزنید ، پشیمان نمی شوید.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۵
دوستعلی علیخانی

محل رویش زرشک در بنافت

زرشک در قسمت غربی روستای سودکلا ، شمال روستاهای ولیک بن و وزملا به صورت درختچه های کوچک و بزرگ می روید.

همچنین این گیاه در منطقه بندبن و دامنه کوههای زرجو، کیجا قلعه و نرو می روید که نسبت به زرشک پایین دست از کیفیت بهتری برخوردار است.

فواید زرشک :

1- پوست ساقه و ریشه زرشک مقوی ،صفرابر و مسهل است و  برای تصفیه خون مفید است.

2- ریشه زرشک ادرارآور است.

3- در درمان حصبه ، تب های عفونی ، خونریزیهای قاعدگی ، تب های صفراوی، نقرس ، رماتیسم ، یبوست ، قولنج کبدی و کلیوی ، یرقان ، سوء هاضمه و بی اشتهایی می توان از پوست ساقه و ریشه زرشک استفاده کرد.

4- در درمان بواسیر، واریس و ورم طحال ناشی از بیماری مالاریا می توان از پوست ساقه زرشک استفاده کرد.

5- دم کرده برگ زرشک محلول مناسبی برای شستشوی دهان در مواقع زخم شدن می باشد و باعث محکم شدن لثه و دندان می شود.

6- میوه زرشک تقویت کننده قلب و کبد است و بواسیر خونی را درمان می کند.



طرزاستفاده از زرشک :

الف) جوشانده زرشک : مقدار 10 الی 20 گرم پوست ساقه یا ریشه یا میوه زرشک را در یک لیتر آب ریخته و آن را جوش بیاورید. سپس آن را از روی اجاق برداشته و بعد  از 10 دقیقه جوشانده را صاف کرده و با شکر یا عسل شیرین کنید و میل کنید.

ب) دم کرده زرشک : مقدار 40 گرم دانه زرشک را در یک لیتر آب جوش ریخته ، بعد از 10 دقیقه آن را با شکر یا عسل مخلوط کرده سپس میل فرمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۵۶
دوستعلی علیخانی

اولین روز هر ماه تبری ره مازرونی ها و اهالی دهستون بنافت مادرمه گوتنه . در این روز اهالی بنافت اَتا نفر آدمی که خش قدم بیبو جه خواستنه تا وه زودتر از همه وشون خنه دله وارد بوه . اهالی بنافت شگین داشتنه تا قبل از بموهن وه هیچکس خنه دله نونا بهه و وشون مادرمه ره بشکنده .

قدیم ترها ، گت پیرون و گت مارون به این رسم و رسوم خله اعتقاد داشتنه همین خاطر اتا چو ره به صورت کج یا ارب چارچوب در تن اشتنه تا مهمون ها ره متوجه هاکنن که اتا آدم خش قدم منتظر هستنه . بعد از بشکندین مادرمه توسط اتا خش په یا خش قدم صاب خنه خاطر جمع بییه . بعد از اون در و همسایه و فامیلا بتونسته خنه دله وارد بون .خش په خور گوتنه چون ونه لینگ خله سوک هسته باعث خِر و برکت اون خنواده وونه.

اگه کس دیگه یا آدمی که وره قبول نداشتبون وشون مادرمه ره بشکندی بیبوشه و وشون خنواده وسته اتفاق بدی دکت بو گوتنه فلانی لینگ خله سنگین هسته. اگه وه مادرمه ره نشکندی بو این اتفاق نکته.

 مازرونی ها عید روز مادرمه وسته ویشتر ارزش قائل بینه . همین وسته اتا از افراد خنو اده یا فامیل یا همسایه ره به عنوان خش په انتخاب کردنه . وقته سال تحویل بیبو خش په که پشت در دیه  به همراه اِ قرآن و سبزه خنه دله امو . سبزه و قرآن ره سفره عید سر اشته و شه عیدی ره از گت خنواده گیته . گت خنواده همسته دعا کرده تا سال خوب و پر برکتی دارن.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۲
دوستعلی علیخانی

صنایع دستی چوبی (خانگی)

به دلیل در دسترس بودن جنگل در گذشته اهالی بنافت از چوب استفاده های متعددی می کردند و نیازهای خودشان را ازطریق صنعت چوب برآورده می کردند و با آن وسایل متعدد و گوناگونی درست می کردند از جمله این وسایل می توان به موارد زیراشاره کرد.

قاشق چوبی (کچه) ، ملاقه چوبی (کترا) ، لگن چوبی بزرگ(لاک) ، لگن چوبی کوچک (لاک چه) ، پارچ چوبی بزرگ (جوله) ، پارچ چوبی کوچک(تاکل ) ، کاسه چوبی دسته دار (کلز ) ، تلم ، ترازو (قپون ) ، حوضچه چوبی (نو) ، شانه ی سر،وردنه (نون کر)، تخته نان (نون ساز) و ... برای درست کردن هر کدام از این وسایل از چوب درختان متعددی استفاده می کردند و برای این کار دلایل خاصی داشته اند. برای درست کردن کترا و کچه ازچوب شمشاد – لاک و لاک چه از چوب توسکا و افرا – جوله ،تاکل و کلزازچوب ملچ ونمدار– تلم از چوب راش استفاده می کردند.

ساخت صنایع دستی چوبی

تبر (تور) ، اره (هره) ، انواع سوهان ، جوله تاش ، تیشه راست ، تیشه کج( ماتکل یا ول تاشه) ، تیغه (رگ) ، نقشه کش یا درفش ، قلم (اسکنه ) ، سیخ آهنی (میل سخ)

تلم

تنه درختانی مانند راش را از وسط به دو قسمت مساوی برش می دادند سپس داخل آن را به وسیله تبر و تیشه خالی می کردند. و به وسیله تیغه (رگ) صاف و صیقل می دادند و در بین دو نیمه پارچه ای قرار می دادند تا در هنگام کار (تلم زدن) دوغ از آن خارج نشود. بعد دو نیمه را به هم وصل می کردند و به وسیله شاخه های ترد و نازک درختان ریسمان (شل) درست می کردند و دور تلم را درفواصل متعدد محکم می بستند. داخل آن چوبی نازک که انتهای آن چهارپره داشت قرارمی دادند (پر) و درقسمت انتهایی تلم سوراخی ایجاد می کردند و به وسیله یک قطعه چوب (تلم کر) آن را می بستند.

نحوه ی کار با تلم

ماست را داخل تلم می ریختند و به وسیله چوب (پر) داخل آن با حرکات موزون و ضربات متعدد ماست را به دوغ تبدیل کرده و کره را از آن جدا می کردند. چوبی که در سوراخ انتهایی تلم بود را برداشته و دوغ را داخل کیسه می ریختند و آن را روی چوبی ( دو نپار) قرار می دادند روی کیسه تخته سنگ بزرگی قرار می دادند تا آب از آن خارج شود بعد از خارج شدن آب از کیسه دوغ چکیده را کشک می زدنند.

لاک (لگن چوبی)

به وسیله تبر و تیشه کنده ی درخت توسکا یا افرا را به شکل دایره درمی آوردند سپس به وسیله تیشه وسط آن را خالی یا گود می کردند. با تیغه (رگ) آن را صاف می کردند و با درفش یا نقشه کش قسمت بیرونی لاک را نقش های متنوع و گوناگونی می زدند. در خاتمه روی آن را روغن می مالیدند تا ترک نخورد سپس آن را مورد استفاده قرار می دادند.

ازآقای مراد حیدرزاده به خاطرارائه اطلاعات نهایت تشکر را دارم.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۴
دوستعلی علیخانی

باور در لغت یعنی: سخن، یقین، اعتقاد

باورها به گذشته های دور تعلق دارند که به صورت آگاه یا ناخودآگاه به اندیشه و رفتار انسان ها فرمان می دادند.

اما در حال حاضر با توجه به تغییرات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ماشینی شدن زندگی انسان ها اغلب آنها از کاربرد و استمرار باز مانده اند و بسیار کمرنگ شده اند.

نظر شما خواننده محترم در مورد باورها که بازمانده‌ی اسطوره ها، حماسه ها، سنت ها و ارزش ها و آداب گذشتگان ما هستند، چیست؟ لفطا در بخش نظرات این موضوع را به چالش بکشید.

جهت آگاهی به برخی از باورهای مردم با صفای مازندران که به مثابه ی قطره ای از دریا است اشارتی خواهم داشت.

ü        پشت سر مسافر، آب یا برنج می ریختند و باور داشتند که مسافرشان بزودی و سلامت باز می گردد.آب می ریختند تا زود برگردد. برنج می ریختند تا سیر باشد و در ناز و نعمت روزگار بگذراند.

ü        در منزلگاه های رمه ها، در حضور افراد خلافکار و ناپاک از دوش زدن (تلم زدن) خوداری می کردند و بر این باور بودند که این کار برکت را از بین می برد.

ü        در مورد نامگذاری سال نو بر این باور بودند که:

·          اگر سال روی مرغ نو شود، آن سال، سال خوردن و خوابیدن است.

·          اگر سال روی مار نو شود، آن سال، سال جنگ و جدال و فراوانی آب است.

·          اگر سال روی خوک نو شود، آن سال، سال فراوانی است.

·          اگر سال روی اسب نو شود آن سال، سال نیکو و خوبی است.

·         اگر سال روی خرگوش نو شود، آن سال، سال خوابیدن زیاد و صلح است.

·          اگر سال روی گاو نو شود، آن سال، سال جنگ و شاخ به شاخ است.

  •  گالش ها و چوپانان از وزن کردن، تقسیم و جا به جا نمودن محصولات دامی، در انظار عمومی پرهیز می کردند و این کار را در خفا انجام می دادند و بر این باور بودند که چشم زخم می خورند و محصولاتشان کم می شود.

  •   برگردن حیوانات خانگی برای دفع چشم زخم یک یا چند سنگ کبود (میر کا) می آویختند.

  •   از نفرین و آه پیرزنها هراس داشتند و براین باور بودند که « پت پته نفرین » یعنی: نفرینی که از دل برآید و با آه و ناله توام باشد، کارگر می افتد.

  •  هر گاه بچه ‌‌یی دچار سکسکه های مداوم می شد، برای این که این کار از یادش برود، نخ کوتاهی را با زبان خیس می کردند و آن را روی بینی بچه قرار می دادند تا سکسکه اش قطع شود.

  •   براین باور بودند که بوسیدن پشت گردن بچه خوب نیست، زیرا در آینده، نازک نارنجی می شود و زود قهر می کند.

  •  شب ها هنگام خواب جوراب را بر بالای سر، کنار متکا یا بالش قرار نمی دادند و بر این باور بودند که موجب دیدن خواب های بد می گردد.

  •   باور داشتند: اگر کسی قورباغه ای را بکشد، در عروسی اش هوا بارانی می شود.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۹
دوستعلی علیخانی

   چکل (کوه)

وقتی واژه چکل بر سر زبان ها جاری می گردد بلافاصله به یاد دیو سپید مازندران (دماوند) ، دیوار بزرگ مازندران (رشته کوه البرز) ،سنگ پرچیم ، کیجا قلعه و گوگلی دهستان بنافت می افتم.

هر وقت دلم گرفته به سوی همدم و مونسم چکل می شتابم و با او نجوا و درد دل می کنم. چون هیچ گاه اسرارم را در بوق و کرنا نمی دمد و به گوش نامحرمان نمی رساند.

چکل به من درس استقامت ، پایداری ، صبوری ، مهمان نوازی و ... داده و مرا با آغوش باز همانند مادری مهربان و بدون هیچگونه چشم داشتی پذیراست. وقتی از دامان چکل بالا می روم تمامی غم ها و مشکلات زندگی دنیوی از ذهنم پاک می شود و فقط و فقط به فکر صعود و رسیدن به منزلگه مقصود هستم. زمانی که به بلندترین نقطه چکل می رسم احساس وصف ناپذیری از خوشی و آرامش وجودم را فرا می گیرد و فکر می کنم به خدا نزدیک تر شده و به عظمت و بزرگی و قدرت ایزد منان بیشتر پی می برم.

شب های چکل واقعا دیدنی است در آرامش و سکوت کامل و به دور از هیاهو زندگی ماشینی با ستاره ها هم کلام می شوم و از بوی خوش گیاهان دارویی سرمست شده و دفتر شعرم را ورق می زنم و اشعارم را برایش دکلمه می کنم و اینگونه با خیالی راحت و آسوده شب را به صبح می رسانم.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۰
دوستعلی علیخانی

استاد حسینعلی طیبی نوازنده توانای لله وا در 12 آبان سال 1315 خورشیدی  در روستای سود کلا دهستان بنافت بخش دودانگه شهرستان ساری به دنیا آمد. استاد از مفاخر دهستان بنافت و استا ن مازندران در زمینه لله وا به شمار می رود.

ایشان تحصیلات خود را ابتدا از مکتب خانه در روستای سود کلا آغاز کرد .کلاس اول و دوم ابتدایی را یکجا در روستای سنگده امتحان داد و پس از قبولی در کلاس سوم دبستان نشست. سپس کلاس چهارم ، پنجم و ششم ابتدایی را در دبستان حافظ ساری با رتبه ی ممتاز گذراند .

در 15 سالگی به دلیل فوت پدر ناچار از مدرسه خارج شده و به کار پرورش دام سنتی پرداخت .   در 21 سالگی با دختری از روستای دادوکلا ازدواج کرد. با توجه به این که پدرش مخالف یادگیری او بود ولی با تشویق و علاقه مندی مادرش آموزش لله وا را از 7 سالگی آغاز کرد. در سال 1347 به شکل کار مزدی به استخدام اداره ی فرهنگ و هنر پست نوازندگی را به دست آورد.

ایشان در سال 1364 نشان درجه 2 هنری و در خردادماه سال 1380 نشان درجه یک هنری را دریافت کردند. 4 نوار خود را در پیش از انقلاب به شماره های 124 ، 125 ، 141 ، انتشار داد پس از انقلاب نخستین نوار ایشان به نام لله وا در سال 1365 از سوی فرهنگ خانه مازندران انتشار یافت و از سال 1369 همکاری خود را با گروه شواش آغاز کرد.

وی  در سومین جشنواره موسیقی فجر به عنوان نوازنده برتر شناخته شد . استاد حسین طیبی در مرداد ماه سال 1370 با ساز لله وا در جشنواره آوینیون فرانسه و در شهریور ماه همان سال در جشن هنر ایران در شهر دو سلدرف آلمان شرکت نمود. 

ایشان علاوه بر لله وا به سازهای نی ، سرنا ، قرنه ، نقاره ، آواز محلی مازندرانی و آواز سنتی ایران تسلط دارند .

وی برای نخستین بار به صورت ابداعی در آواز امیری از منطقه صوتی سوم لله وا استفاده کرد.

 استاد طیبی از سال 1364 به عنوان مدرس لله وا در خانه مازندران مشغول آموزش بوده و شاگردان بسیاری را پرورده است.

تا کنون 11 سرود محلی از ساخته های ایشان از رادیو مازندران پخش شده است و مردم این سامان با ساز زیبا و صدای ایشان آشنا هستند.





با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۵
دوستعلی علیخانی

یکی از روزهای گرم تابستان 92 اعضای گروه کوهنوردی اورشمک روستای دادوکلا تصمیم گرفتند از سمت استان سمنان به قله ی کیجا قلعه دهستان بنافت  صعود کنند .

به اتفاق اعضا با یک دستگاه جیپ پاژن از روستای دادوکلا حرکت کردیم و به پل سفید رسیدیم سپس وارد جاده ی خطیر کوه شدیم . در مسیر بوی گوگرد چشمه ی معدنی شور او  توجه ما را به سوی خودش جلب کرد. فرصت را غنیمت شمردیم و با شنا کردن در چشمه ی بسیار زلال،پر آب و سرد گرمای تابستان را از وجودمان دور کردیم.

بعد از گذشتن از روستای زیبای لرد که اطراف جاده را درختان گردو ،گیلاس،آلبا لو و زردآلو پوشانده بودند به روستای چاشم که در دامن قله ی نیزوا آرام گرفته بود رسیدیم. از اهالی مسیر رفتن به مرتع رزسر را پرسیدیم و به حرکت مان ادامه دادیم سپس گردنه ی بسیار تیز و پر پیچ و خم چاشم را پشت سر گذاشته و به دو راهی هیکو رسیدیم .

 راهمان را به سوی مرتع  رزسر کج کردیم وبالاخره نزدیک غروب هنگامی که آفتاب گیسوانش را روی قلل نروخرو و کیجا قلعه پهن کرده بود رسیدیم .با عشایر سنگسری که در آن جا سکونت داشته اند خوش وبشی کردیم .کنار چشمه چادر را برپا و شب را در آن جا سپری نمودیم .

صبح زود از خواب بیدار شدیم و وسایل اضافی را داخل اتومبیل گذاشتیم و مسیر کیجا قلعه را با پای پیاده آغازکردیم .بعد از نیم ساعت پیاده روی مرتع گلرد مقابل چشمانمان نمایان شد . کمی دورتر هم کیجا قلعه  ما را به سویش فرا می خواند. بوی گیاهان دارویی از جمله آویشن توجه همگی را به خود جلب کرده بود.

بعد از یک و نیم ساعت پیاده روی به غار قاطر خنه رسیدیم. بعد از استراحتی کوتاه و خوردن تنقلات مسیر را که به صورت صخره نوردی بود در پیش گرفتیم و قدم به خاک کیجا قلعه گذاشتیم. متاسفانه در بدو ورود با صحنه ی ناراحت کننده ای رو به رو شدیم . عده ای از سودجویان آن جا را حفاری کرده بودند و آثاری از سنگ، ساروج و سفال های شکسته در آن جا باقی مانده بود .

مسیر را به سمت قله ادامه دادیم و صعود را با موفقیت به اتمام رساندیم . مناظری بسیار بدیع و چشم اندازی شگفت انگیز مقابل دیدگانمان رژه می رفتند. از یک سو مراتع سرسبز بندبن با جنگل های انبوه و روستاهای دهستان بنافت و سوادکوه دلربایی می کردند. و از سوی دیگر مراتع گلرد ، رزسر ، تارو و خرسه رخ می نمودند. در سمت دیگر قلل نرو، خرو ، زرجو ، سه گسفنک و یخچال عظمت و صلابت خودشان را به رخ ما می کشیدند.

بالاخره هر صعودی نزولی هم دارد راه برگشت را در پیش گرفتیم و این بار هم با خوشی و سلامتی تجربیات جدیدی در دفتر خاطراتمان افزوده شد.  



   

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۴۶
دوستعلی علیخانی

کل سنگ ( ( Kel sang

در زبان فارسی به « کل سنگ » فَلاخَن می گویند. نام های دیگر آن عبارتند از : فلاخان ، فلخمان ، پلخمان ، فلماخن ، دستاسنگ ، دست سنگ ، قلاب سنگ ، قلباسنگ ، قلماسنگ ، فلماسنگ ، کلاسنگ و کلماسنگ ( فرهنگ صبا فارسی )

                                                                              

کل سنگ وسیله ای برای پرتاب کردن سنگ بود که در گذشته های نه چندان دور مورد استفاده چوپانان و کشاورزان ( دشتبون و شوپه گر) قرار می گرفت.

چوپانان دهستان بنافت ( دادوکلا ، سودکلا ، ولیکچال ، ولیک بن ، وزملا ، درزیکلا ، سنگده ، پاجی ، میانا ، جورجاده ، جیجاد ) همیشه با خود  کل سنگ حمل می کردند تا از آن در کنترل گله گوسفند سود جویند. زمانی که گله در میان دشت و یا بوته زارها پراکنده می شدند چوپانان، سنگ را به وسیله کل سنگ در اطراف گله پرتاب می کردند، تا گله از سر وصدای ایجاد شده وحشت کنند و در یک جا جمع شوند. و به این شکل چوپانان می توانستند گله را کنترل کنند . همچنین شوپه گرها جهت دور کردن خوک ها و دشتبون ها جهت فراری دادن حیوانات از اطراف مزرعه گندم یا جو از آن استفاده می کردند.

طریقه ساختن کل سنگ                                                 benaft11@

کل سنگ را معمولا از پشم بز می بافتند. چون پشم بز از استحکام بیشتری برخوردار بود.  این وسیله دارای یک مخزن سنگ بود که می توانست به راحتی سنگی به اندازه یک تخم مرغ را در خود جای دهد و همچنین دارای دو رشته  ریسمان  بافته شده با عنوان دستک به اندازه ی تقریبا ۷۰ تا ۸۰ سانتی متر بود که یک رشته آن در انتها حلقه شده و محکم بسته می شد. این دو رشته ریسمان از دو طرف تا مخزن امتداد می یافت. حلقه ی ایجاد شده در انتهای یکی از دستک ها به خاطر این بود تا انگشت سبابه در آن جا ی گیرد و هنگام پرتاب خود کل سنگ به همراه سنگ پرتاب نشود.                                                       benaft.blog.ir

نحوه ی پرتاپ کل سنگ

ابتدا کل سنگ در یک دست قرار می گرفت. و انگشت سبابه در حلقه ی تعبیه شده در انتهای ریسمان قرار می گرفت . بعد سنگ را در مخزن قرار داده و رشته دیگری که حلقه نداشت را بین انگشت شصت، همان دست با انگشت سبابه محکم نگه می داشتند. سپس کل سنگ را چند دور می چرخاندند بعد انگشت شصت را رها کرده  تا سنگ با سرعت به سمت هدف یا مکان مورد نظر پرتاب شود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۲۸
دوستعلی علیخانی

با شروع فصل گرما دامداران دهستان بنافت و استان مازندران با پدیده ای به نام مگس سینوس بینی گوسفند مواجه می شوند. که باعث مشکلاتی برای آنان می شود. به همین دلیل در این پست در مورد این مگس مطالبی خدمت عزیزان ارائه می کنم.

این مگس در بسیاری از حیوانات اهلی و گاهی در انسان ایجاد بیماری می کند.  به این مگس ، مگس سینوس بینی گوسفند یا سسپو می گویند. این مگس لارو خودش را در زخم های سطحی ، دهان ، گوش ، بینی و چشم انسان یا حیوان رها می سازد که باعث بیماریی به نام میازیس یا میاز می شود.موارد میاز انسانی بیشتر در چشم و گلو ایجاد می شود.

علائم میاز چشم :

 ایجاد التهاب و آماس ملتحمه ، آبریزش و خارش چشم

علائم میاز گلو :

 التهاب حلق و تارهای صوتی ، اشکال در تنفس و تکلم ، سوزش ، سرفه های ممتد و کلافه کننده ، آبریزش بینی

راه های پیشگیری :

·          استفاده از ماسک،طوری که بینی و دهان را بپوشاند.

·          استفاده از عینک

·          قرار دادن چوبی نازک به طول ده سانتیمتر در دهان و جنباندن آن

·          پوشاندن و ضد عفونی کردن زخم های سطحی

·          فاصله گرفتن از گوسفندان یا بز در اوج گرمای روز ( چون بیشترین فعالیت این مگس در اوج گرمای روز است )

درمان :

·    در صورت ایجاد میاز در زخم محل آلودگی را با لایه ای از روغن های نفتی مثل پارافین بپوشانید.سپس لاروها را از محل زخم خارج سازید.

·    در میاز گلو خوردن روغن ولرم توصیه می شود. چون روغن باعث تحریک لاروها و رها شدن آنها از مخاط گلو می شود. 

·    در صورت میاز در چشم حتما به پزشک مراجعه شود. تا لاروها را از چشم خارج سازد.

نکته :

دامداران دهستان بنافت در صورت ایجاد میاز در گلو از آبلیمو ، انواع ترشی ، نوشابه و ادرار گوسفند جهت از بین بردن لاروها بهره می جویند.


با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@



 

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۶
دوستعلی علیخانی

بِرو  گالِشی ره شِه یاد بیاریم   

ونه خاطره ِ ره  فِریاد بیاریم

 bero galeshi re she yad byarim - vene khatere re feryad byarim

تِه یاد اِنه ، طالب گالِشی رِه

زِِهره خاطر و  اُون  دل غَشی رهِ

te yad ene talebe galeshi re - zehre ye khater O on del ghashi re

گالِشی هاکرده پامال ویشِه

شِه لینگِ تُور بَزوئِه دَسِه تاشِه

 galeshi hakerde pa male vishe - she linge tor bazoe daste tashe

اسا کو گالش و پا مال ویشه ؟

شِه لینگ تور بَزنه دَس تاشِه ؟

 esa ko galesh O pa male vishe - she linge tor bazene daste tashe

اِسا کو گالِشُ  کو منزل ِ سَر ؟

اِسا کو مِختاباد؟ کو  ونه دلبر ؟

esa ko galesh O ko menzele sar - esa ko mokhtabat ko vene delbar

دیگه هیچکس سامُونه سَر نَزنِده

هیچکس پِرغال سَر ره   پَر نَزنده

dige hich kas samonne sar nazende - hich kas perghale sar re par nazende

دیگه هیچکس نِسومِه یاد نیارنِه

خریمسه گالِش فریاد نیارنِه

 dige hich kas nesomme yad nyarne - kheromesse galesh feryad nyarne

دیگه  گوخِسه هِم گوک پا نِدارنِه

گوکپِه هِم دیگه معنا نِدارنه

 dige gokhesse ham gok pa nedarne - gokepe ham dige mana nedarne

چَرده کاجه هیچکس سَرین نَکنِده

گوگ په ره گالِش ، نَفرین نَکنِده

 charde kajje hich kas sarin nakerde - gohe pe re galesh nafrin nakende

کَملِ تَش دِنه  کُوفا نَکِنده

کَمل کرچه داره  اِندا  نکنِده

 kamelle tash denne kofa nakenne - kamel kerhe dare enda nakenne

نِماشون شِه گو رِه مار مار نَکِنِده

نِمک نَدنِه وتیمار نَکِنِدِه

 nema shon she go re mar mar nakende - nemek nade O timar nakende

دیگه گالش تِلِمه  پَر نَدنِه

تِلم پاس هِم دیگه دُو دَر نَدنِه

dige galesh telemme par nadene - telem pas hem dige do dar nadene

نِپارِ کیسه دیگه ، دُو نِدارنِه

اَنبِس دُو نِدارنِه ، بُو نِدارنِه

 nepare kise dige do nedarne - anbesse do nedarne bo nedarne

سگلوچ خوارِ دله ره دو نکنه

سگسه ، لوت نکنه ، او نکنه

 sag loch khare dele re do nakende - sagesse lot nakende O nakende

سیوک شه لُوهه ره از یاد بورده

ماچه  بهیه ، وفا ره ، باد  بورده

siuk she lohe re az yad baverde - mache bayye vefa re bad baverde

وِنِه کِتِه دیگه گیرا نَونِه

جانِوِرهِ قَدِ اِندا نَونِه

 vene kete dige gira navonne - janevere ghadde enda navone

دیگه بالا هِمِندِ ، لَم سَر هایتِه

تَلی پایین هِمِندِ ، شِه وَر هایتِه

dige bala hemende lam sar haite - tali payin hemende she var haite

بالا چِشمه رِه خی ، اِستِل بَزوهِه

وِراز ، پایین چشمِه رِه ، خِل بَزوهِه

 bala cheshme re khi estel bazoe - veraz payin heshme re khel bazoe

بالا کُهنِه تِلار ره تَش سر هایتِه

پایین خُوردِ تِلار ره لَش وَر هایتِه

 bala kohne telarre tash sar haite - payin khorde telarre lash var haite

بالا کَلِک دیگه بِندا نِدارنِه

پایین کَلِک دیگه معنا نِدارنِه

 bala kalek dige benda nedarne - payin kalek duge mana nedarne

گِلپرِ گوک دیگه ، زَنا نَونِه

گِلسر جوندِکا  ، وِرزا نَونِه

 gelpare gok dige zana navone - gelsare jondeka verza navone

گِلنارِ خالِکِ نَذری نَدِنِنه

گِلنازِ تِشکِ عروسی نَدِنِنه

 gelnare khaleke nazri nadenne - gelnaze teshke arosi  nadonne

گلدار گوک دیگه تپی نوونه

گلمارِ گوکِ اسم تتی نوونه

 in geldare goke dige tapi navone - gelmare goke esm teti navone

گِلخوار،گوخِسه جِه ، چِمر نکِنده

گِلسار شِهِ دِمِسسهِ ، مِر نکِنده

gelkhar gokhese je chemer nakende - gelsar she demesese mer nakerde

گِلپا مَغزِه نَخِرد بی هُوش  بَهیه

وِنه گیُون دیگه سَخت دُوش بَهیِه

 gelpa maghze nakherd bi hosh bayie - vene gyum dige sakht dosh bayeie

دُوشا ، شِه گوکِسه ، شُو چَر نَشونِه

فِرام ، جُونِدِکاسِه ، اُون وَر نَشونِه

 dosha she gokese sho char nashone - feram jondekase onvar nashone

تََلِم دیگه مُولِکی ، گو نََخِرنِه

علف بیوِر وُنِه مَنگُو  نَخِرنِه

 talem dige moleki go nakherne - alef bi ver vone mango nakherne

مارشَن شِه گالشسِه ناز نَکِندِه

وِره گالِش دیگِه هِمباز نَکِندِه

 marshan she galeshse naz nakende - vere galesh dige hembaz nakende

جُوندکا سَره رِه از یاد بَورده

گوخِسه ی خاطررِه  باد بَورده

 jondeka sare re az yad baverde - gokhese ye khater re bad baverde

کو گالش بَهیره نَمدار چَرده

چَرده ره شِلِ انَجیلی دَونده

 ko galesh bahire namdare charde - charde re shele anjili davende

کِرسِ ِ چَردِه کاجِه دَر بیارِه

چَردِه ره چَردِه زَنِه سَر بیارِه

 kerse charde kajje dar bire - charde re harde zane sar biarea

کو گالش واشِسِه دار ره لو بُوره

خسته بَوِه ، وِنِه ساینا ، خُو بورِه

 ko galesh vashesse dar le lo bore - khaste bavve vene saina kho bore

هیمِه رِه مِنزِل پِشت ، کَل هاکِنِه

کَتِل تَشِسِهِ ، دُوشِ ،  وَل هاکِنِه

 hime re menele pesht kal hakene - katel tashese doshe val hakene

کَتِل تَشِِ ، چِرَک چِریک ، بیارِه

اِزارِ هیمِه رِه ، سِسریک ، بیارِه

 katel tashe harak chirik biare - ezzare hime re sesrik biare

اَنگِشته تَش وِسِه خِل بَزنِه

چَچیکلِه کِلینِ دِل بَزنِه

 angeshte tashe vesse vesse khel bazene - hachikkalle kaline del bazene

کو منزل ِکلُ و اون پرکِ  سر ؟

هیلا و هیلنشین و کرشک در؟

ko menzele kal O on pareke sar - hila O hil neshin O kereshke dar

بن کل بِلِه، موزی یا وولی

کو تیرک و سر اینگن و لد کلی ؟

ben kal bele mozi ya veveli - ko tirek O saringen O lad keli

کِله کو ؟  پِه کِله کو ؟ تش کِله کو ؟

شِمِالِ سَر، اَتی هیمِه بِلِه ، کو ؟

 kele ko pe kele ko tash kele ko- shemale sar ati hime bele ko

کو گالش بخونده گلی به گلی

لَمِه سَر ، بَخِسِه ، پَلی بِه پَلی

 ko galesh bakhonde gali be gali - lame sar bakhese pali be pali

شِه گو رِه امسِوی، این دیم بَورِه

فِردای صواحی ، اُون دیم بَورِه

she go re amsevi in dim bavere - ferdaye sevahi on dim bavere

اُون دیمه  چِشمه سَر ره سَر بَزِنِه

این دیمه چِشمه سَر ره پَر بَزنِه

 on dime cheshme sarre sar bazene - in dime cheshme sarre par vazene

اُون دیمِه واش پرازجه  واشه بَیره

این دیمه واش پرازسه  واش بَیره

 on dime vash perazje vash bayire - in dime vash perazse vash baiyre

اون دیمه سامونه پرقال بزنه

این دیمه سامونه سه خال بزنه

on dime samonne pelghar bazene - in dime samonese khal bazene

ورف روز چکوسه داره لو بوره

ونه تِکمه ره سینه سُو بُوره

 varf roz chakosse darre lo bore - vene tekeme re sine so bore

وَلگِسه این دار و اون دار بَگرده

واشسِه صحراره خار خار بَگرده

 valgesse in dO on dar bagerde - vashesse sahra re khar khar bagerde

گالش کُو، ناله هادِه مِه ، هاکِر کُو ؟

کَلی هادِه بارِه گُوی چِمر کو ؟

 galesh kon nale hade me haker ko - kalli hade bare goye chemer ko

اسِا کو  کِریکِه ؟ کو نُوی گالش؟

گتهِ نُوی لَد ، کوهه اَفُتوی گالش ؟

 esa ko kerike ko noye galesh - gate no ye lad koye aftoye galesh

جُولِه کو ؟ کَلِز کو ؟ کِتِرا کو ؟

شیردُون و لاقِلی و مِسکِلا کو ؟

jole ko kalez ko kettera ko - shirdon O laghely O meskela ko

شِره  و  پَش جِرِبِ کو؟ شبکِلا کو؟

کِلِک و لَم چوغا ، کُهنه قِوا  کو؟

 shere O pash joreb ko shab kela ko - kelek o lam hogha kohne gheva ko

کال چَرم کُوهه وَرف روز اُو دَکِفه ؟

وِنِه لِینگ زیز بَکِشِه ،  شُو دَکِفه

kal charm koe varfe roz O dakefe - vene ling ziz bakeshe sho dakefe

رَنده و تاشِه و،  اون وَل تاشِه ، کو ؟

دیزِنِدون و زَرین و گَت ِماشِه کو ؟

 rande O tashe O on val tashe ko - dizendon O zarin O gad mashe ko

چِلی کو ؟ تُور کو ؟ تُور کِله کو؟

سُوسنگ و تِج داز و داز کِته کو ؟

 cheli ko tor ko tor kele ko - sosang O teje daz O daz kete ko

 کوهه رز و تال و زنگ و زنگله

سینه زیل و، دلب و، گت تال و تال کله

kohe rez O tal O zang O zangele - sine zil O delab O gat tal O tal kele

نَمدار شُورکَر و  لاک و لوه کو؟

کچه و  لَوکِته ، شیر پج لوه کو ؟

 namdare shor kar O lak O lave ko - kache O lavkete shir paje lave ko

ماسَسر و شیرسَر و تازه راغون کو ؟

کشتاک و  للی و اون کلوا نون کو ؟

 masser O shir sar O taze raghon ko - keshtak O leli O on keva non kol

گل ماستی و ، سویِ  شیر پلا کو ؟

لاک ِدله ، دم پختی  ماس پلا کو ؟

 gel masi O sevie shir pela ko - leke dle dam pokhty mas pela koe

کو زرینه ، کله ی  دل بزنه

کلوا ره لا هاکنه ، خل بزنه

  ko zarinne keleye del bazene - kelva re la hakene khel bazene

دوشتره ی دله ره چاشت بیهله

اتی شسه انبست ماست بیهله

 doshtere ye dele re chasht beele - ati shese anbeste mast beelee

قند دَستمال دِله ی قَند گاز کو ؟

وِنِه  یارِ دست بُفت جانماز کو

 ghand dastmale deleye ghande gaz ko - vene yare dast bofte jane mast ko

خَلِه وَقتِ  مه دلِ  خُو بَوِردِه

مه داشتی نِداشتی رِه او بَوِردِه

 khale vaghte me delle kho baverde - me dashty nedashty re O baverde

خَلِه وَقتِه سَرا رِه وِرگ بَزوئِه

مِه چش اَتا پِروک خُو چِک نَزوئِه

 khale vaghte sara re veg bazoe - me chesh atta perok khohek nazoe

خَله وقته غم و غِرصِه مِه یاره

بِرار سبز علیِ دل بَیه پاره

 khale vaghte gham o gharse me yare - berar sabz ali re del baye pare

خَله وَقتَه  لَلِه رِه دَم  دَنیِه

لَلِه چی هِمراه  هَمدم دَنیِه

khale vaghte lale re dam danie - lale chie hemrah ham dam danie

خَلِه وقتِ گالِش کَلی نَدِنِه

مِنزلِ دِب بزوئه ، دی نَدنه

khale vaghte galesh kalli nadene - menzele deb bazoe di nadene

 شاعر : قاسمعلی ایران منش

منبع : وبلاگ اساس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۵
دوستعلی علیخانی

رویش قارچ(گوشک) در دهستان بنافت

قارچ خوراکی ماده غذایی سالم ، لذیذ و سرشار از پروتئین ، انواع ویتامین‌ها ، املاح و آنتی‌اکسیدانت‌ها است که با دارا بودن طعم ، بو و بافت مطبوع در سراسر جهان طرفداران زیادی دارد .قارچ خوراکی در دهستان بنافت به صورت خودرو (وحشی) درفصل بهار و پاییزبه دلیل بارش زیاد در مراتع و جنگلها بر روی تنه درختان به وفور یافت می شود.

انواع قارچ(گوشک) در دهستان بنافت

گونه هاتی متعددی وجود دارد که مشهور ترین آنها عبارتند از:1- قارچ خوراکی ( آدم گوشک) 2- قارچ سمی (مر گوشک )

قارچ سمی بسیار خطر ناک و کشنده می باشد وتشخیص آن کارهر کسی نیست و نیاز به تجربه دارد.

یک توصیه

کسانی که در تشخیص قارچ خوراکی از غیر خوراکی یا سمی تجربه و مهارت لازم را ندارند توصیه می شود از چیدن و مصرف آن جدا خودداری کنند زیرا مصرف نوع سمی آن باعث مسمومیت وحتی منجر به مرگ می شود.

فواید قارچ(گوشک)

·       قارچ دارای 5/1 ـ 6 درصد پروتئین است که 70 تا 90 درصد آن جذب بدن می‌گردد همچنین به علت پایین بودن اسید اوریک آن بسیاری از پزشکان مصرف آن را برای سالمندان و مبتلایان به نقرس وبیماریهای مربوطه توصیه کرده‌اند .

·       دارای ویتامین‌های B2 - B1-B12 - B6 - C  و H است که برای محافظت از پوست و ایجاد آلرژی در بـدن ، سلامت سیستم عصبــی، سلامت پوست و چشـم و بافتـهای بدن ، تشکیل اسیــدهای چرب ضروری در سیستم عصبی و ماهیچه‌ها ، درمان کم‌خونی و جلوگیری از بروز ضایعات در مغز و ستون فقرات نقش اساسی دارند که البته در صورت استفاده از روش‌های صحیح پخت‌، فریز و خشک کردن خواص تمام این ویتامین‌ها حفظ می‌گردد .

·          حاوی مقادیر بسیار مناسبی از مواد معدنی شامل : پتاسیم ، فسفر، منگنز، مس، آهن و کلسیم می‌باشد .

·       دارای درصد بسیار کمی چربی و کالری و مقادیر مطلوبی از لیستین که عامل پایین آورنده چربی خون است می‌باشد، بنابراین در رژیمهای لاغری بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد .

·          سرشار از انواع آنتی‌اکسیدانت‌ها از جمله « لنتیان » است که خاصیت ضد سرطانی دارند .

·          ا ز لحاظ ارزش غذایی در حد فاصل پروتئین گوشت و پروتئین گیاهی قرار دارد.

·          کمبود ویتامین dرا مخصوصا در فصل زمستان بر طرف می کند.

·          کلسترول خون را پایین آورده و باعث بهبود گردش خون در بدن می شود.

·          ویروسها را از بین برده و طول عمر را زیاد می کند.

·          استخوان ها را تقویت کرده وخستگی را بر طرف می کند.

·          از بروز بیماریهای قلبی جلو گیری کرده و همچنین برای بیماران دیابتی بسیار مفید است.

غذاهایی که باقارچ(گوشک) درست می شوند
ساندویچ با قارچ، املت با قارچ ، املت با گوشت و قارچ ، نیمروقارچ ، همبرگرقارچ، ماکارونی باقارچ، سوپ قارچ، پیتزای قارچ ، کتلت قارچ ، خوراک مرغ با قارچ ، برنج با قارچ و ........

طرز تهیه چند نمونه از غذاها با قارچ(گوشک)

خوراک مرغ با قارچ (گوشک)

مرغ 1 کیلو _ پیاز3 عدد متوسط _ قارچ 250 گرم _ رب گوجه فرنگی یک قاشق غذا خوری _ سیب زمینی 2 عدد متوسط _ نمک و فلفل به میزان لازم
ابتدا پیاز را خرد کرده و همراه با مرغ با حرارت کم و مقدار کمی آب به مدت نیم ساعت می پزیم و سپس قارچ خرد شده را همراه با رب گوجه فرنگی و نمک و فلفل به مرغ اضافه می کنیم و باز نیم ساعت دیگر به پخت ادامه میدهیم و در پایان سیب زمینی خلال شده را به آن اضافه میکنیم و تقریباً بیست دقیقه دیگر به پخت ادامه میدهیم در پایان می توانیم کمی آب لیمو یا آب غوره به آن اضافه کرده و سپس میل کنیم

قزل آلای سرخ شده با انواع قارچ (گوشک)

مواد لازم :
ماهی قزل آلای استخوان گرفته چهار عدد , گوشت خرد شده و سرخ شده یکصد گرم , قارچ تازه و ریز شده شش فنجان , پیاز خرد شده یک و نیم فنجان , کره سه قاشق غذا خوری , روغن نباتی سه قاشق غذاخوری , جعفری تازه خرد شده سه قاشق غذا خوری , آویشن خشک یک و نیم قاشق چایخوری , آب لیموی تازه دو قاشق غذا خوری
طرز تهیه:
3قاشق غذاخوری کره وروغن را در یک قابلمه نسبتا بزرگ با حرارت متوسط ذوب کنید . قارچ ها، پیاز،کرفس،جعفری وآویشن را به آن اضافه کنید وتا زمانی که قارچها قهوه ای شده وتمام آبشان تبخیر شود به پختن ادامه دهید و مرتبا به هم بزنید .
مخلوط را ازروی آتش بردارید آن را با گوشت سرخ شده و چاشنی هایی که دوست دارید به عنوان پر کننده و نمک وفلفل مخلوط کنید و بگذارید خنک شود قبلا فر را تا350 درجه فارنهایت گرم کنید .
شکم ماهی را باز کرده ، روی آن قطره قطره آب لیمو بریزید.نمک و فلفل بر آن بپاشید با یک قاشق از مخلوط به طور مساوی در داخل شکم ماهی بریزید و آن را ببندید ، سطح بیرونی ماهی را به کره آغشته کنید،تا زمان پخت کامل (تقریبا30 دقیقه) آن را در فرنگاه دارید. پس از این مدت ماهی را در ظرف قرار دهید و صرف کنید .

املت قارچ(گوشک)

قارچ خرد شده یک فنجان _ تخم مرغ چهار عدد _ کره چهار قاشق سوپ خوری _ جعفری خرد شده دو قاشق غذا خوری _ نمک وفلفل به میزان دلخواه
قارچ ها را با جعفری کمی سرخ کنید .تخم مرغ هارا با چنگال به هم بزنید نمک وفلفل اضافه کنید. تخم مرغ هارا در ماهی تابه داغ بریزید به گونه ای که ته ظرف را بپوشاند وقتی ته آن سرخ شد قارچ هارا روی نصف آن بریزید و نصف دیگرش را برگردانید همین که خودش را گرفت در ظرف دیگری بگذاریدو داغ سر سفره ببرید.

پیتزای قارچ (گوشک)

250 گرم قارچ _ پیاز یک عدد _ فلفل دلمه ای یک عدد _ کالباس رنده شده 150 گرم _ پنیر پیتزا 100 گرم نمک وفلفل به میزان دلخواه
قارچ را خرد کنید با پیاز چرخ شده تفت دهید .نمک وفلفل به آن اضافه کنید .فلفل دلمه ای را جدا رنده کرده خمیر پیتزا را در ظرف فر که قبلا چرب کرده اید گذاشته قارچ وپیاز را روی خمیر پهن کنید و فلفل دلمه ای و کالباس رنده شده را رو ی مواد بپاشید بعد پنیررا روی مواد رنده کنید وسینی را در آخرین پنجره بالای فر به مدت یک ربع قرار دهید تا روی آن طلائی شود .

ماکارونی با قارچ(گوشک)

ماکارونی یک بسته ، گوجه فرنگی 125 گرم ، قارچ 250 گرم ، پیاز یک عدد ، رب گوجه فرنگی 2قاشق سوپخوری ، فلفل دلمه ای خرد شده یک پیمانه ، نمک و فلفل به میزان کافی ،،،،
قارچ را تمیز کرده و خرد کنید و در روغن سرخ کنید . پیاز و فلفل دلمه ای را هم سرخ کنید . رب گوجه به آن اضافه کرده به هم بزنید گوجه فرنگی را پوست کنده و ریز خرد کنید به مواد اضافه کنید نمک وفلفل را هم اضافه کرده و با حرارت کم بپزید .
در ظرف بزرگی آب ریخته دو قاشق نمک و یک قاشق روغن به آن اضافه کنیدو وقتی به جوش آمد ماکارونی را در آن ریخته به مدت 8 تا 10 دقیقه بجوشانید . سپس آبکش کرده و موادی را که قبلا آماده کرده اید به آن اضافه کنید و مخلوط نمایید و به مدت 30 دقیقه روی حرارت ملایم دم کنید سپس نوش جان بفرمائید .

کتلت قارچ(گوشک)

قارچ 500 گرم __ 4عدد تخم مرغ __ مقداری آرد نان سفید __ نمک و فلفل وروغن به مقدار کافی
قارچهارا چرخ کنید ویا ریز ریز خرد کرده و تخم مرغها را به آن اضافه نموده مقداری آرد الک شده روی آن بپاشید و خوب به هم بزنید . سپس روغن را در ظرفی روی حرارت گرم نموده و مواد را با قاشق به صورت گرد در روغن داغ شده بریزید . درب ظرف را گذاشته و پس از مدتی که ته آن سرخ شد بر گردانید تا طرف دیگز آن سرخ شود . سپس نوش جان کنید .

برنج با قارچ(گوشک پلا)

مواد لازم :

برنج 1 کیلو – پیاز 1 عدد – قارچ 250 گرم – رب گوجه فرنگی 2 قاشق سوپ خوری – فلفل
، نمک ، ادویه و روغن به مقدار لازم

طرز تهیه:

پیاز را در روغن سرخ کرده سپس قارچ خرد شده را به آن اضافه می کنیم تا کمی تفت بگیرد در ادامه رب گوجه،نمک،فلفل،ادویه و آب را به آن اضافه کرده تا جا بیفتد وقتی که آب آن کاملاً خشک شد آن را  در لا به لای برنج آبکش شده می ریزیم تا دم بکشد. سپس نوش جان کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۴۶
دوستعلی علیخانی