بنافت

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

 پیر باته مثال

پیر باته مثال هر منطقه ای نشونه ی وشونه مردم فکر و روحیه هسته که مردمون جاهای دیگه بتونه از این راه روحیه،اخلاق و طرز فکر اون مکام ره په بورن. ازه ماقع اتا پیر باته مثال برای باهوتن اتا کلام انده روشن و معلوم هسته که از اتا گب دراز و دمباله دار جم ونه اثر ویشتر هسته.

پیر باته مثال ویشتر اتا کلام کتا اِ که پیرون و آدم های دونا خله راحت بتونه شه گب ره بزنن و ازه ماقع بتونه جلوی جنگ و مرافع ره بیرن و دِ طرفِ تکِّ خنده مشت هاکنن و دل ها ره به هم گره بزنن. به خاطر همین باتمه چن تا از پیرباته مثال هایی که در دهستون بنافت ویشتر مورد استفاده قرارگرنه ره شمه یاد بیارم تا بتونیم اتّا تِب از این گتِ دریو او ره درگب و صحبت هامون بکاربوریم و نهلیم فرهنگ و زون شیرین مازرونی به همین راحتی از بن بوره.

1- خمیر شل بیّه لاک او پس دنه (لاک – لگن چوبی)

موقعی که برای کسی گرفتاری های زیاد و پی درپی روی دهد این مثل را بکار می برند.

2- سر انجیلی بن توسکا

این مثل  برای افراد دورو یا کسانی که ظاهر و باطن شان یکی نیست کاربرد دارد.

3- سنگ زندی ، کتوکِ طاقت ره ندارنی (کتوک – کلوخ)

این مثل برای افرادی که با دیگران شوخی های تندی می کنند اما طاقت شوخی طرف مقابل را ندارند کاربرد دارد.

4- هر کس تش هاکرده،توش کرنه (توش – گرما)

این مثل در مورد اشخاصی که متحمل زحمتی نشده اند و انتظار مزد یا پاداش را دارند بکار می رود.

5- سیو لمه ره هر چی بشورن اسپه نوونه (لمه – نمد)

این مثل برای افرادی که قیافه جالبی ندارند و می خواهند با آرایش خودشان را زیبا جلوه دهند بکار می رود.

6- گالش پیر بیّه، گوک په وونه (گالش – دامدار * گوک – گوساله)

زمانی که فرزندان به پدر و مادر پیر خودشان بی اعتنایی کنند این مثل را بکار می برند.

7- پاجی به اون ورده نیّه ،گوگلی چکله(پاجی - نام روستا * گوگلی چکل - کوه گوگلی)

برای اشخاصی که به آخر خط رسیده اند این مثل را بکار می برند.

8- او در کوزه ، تشنا در دوره  یا خر ره سواره ،دره خر گردی

در موردی گفته می شود که شخصی به دنبال چیزی بگردد در حالی که آن چیز در اطرافش باشد.

9- مه کشه نیشتی ، مه ریش ره کندی ( کشه – بغل * نیشتی – نشستی * کندنی – می کنی)

در موردی گفته می شود که شخصی درمنزل طرف مقابل برخورد تندی با او داشته باشد.

10- میرشکار ره کدخدا هاکردنه، آفتاب روز کلک پوشنه ( میرشکار – شکاربان * کلک – نوعی پالتو)

موقعی که شخصی به مقامی برسد و شایستگی آن مقام را نداشته باشد این مثل را برای او بکار می برند. 


با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۹
دوستعلی علیخانی

صنایع دستی هر منطقه با توجه به وجود مواد اولیه ای که در آن منطقه وجود داشته شکل گرفته است. اهالی دهستان بنافت به دلیل شرایط جوی و محیطی و وجود جنگل های فراوان ودام بیشترین نیازهای خودشان را از چوب و دام تهیه می کردند و در ساخت لوازم چوبی و صنعت وابسته به دام مهارت زیادی داشتند.

متاسفانه در حال حاضر صنایع دستی در دهستان بنافت از رونق افتاده است. چنانچه این صنعت با توجه به نیاز جامعه و مساعدت مسئولین و همت اهالی احیاء شود، به واسطه ایجاد شغل برای جوانان مشکل بیکاری جوانان حل شده و کمتر به شهرها مهاجرت می کنند.

شاعر می گوید:

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم          یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم

 جنگل در بیخ گوش ما قرار دارد ولی هزار افسوس که قاشق چوبی (کچه) را از کشور چین می خریم !؟

ویشه امه بخ گوش دارنه قرار                کترا اِ دنبال شومبی چینی بازار

صنایع دستی دهستان بنافت به چهار بخش تقسیم می شود .

1-      صنایع دستی دامی: این صنعت به دوبخش الف) صنعت پشم  ب)صنعت پوست تقسیم می شود.     

2-     صنایع دستی چوبی : این صنعت به سه بخش الف) صنایع چوبی خانگی   ب) صنایع چوبی کشاورزی  ج) صنایع چوبی بافندگی تقسیم می شود.

3-      صنایع دستی ابریشمی ریسندگی و بافندگی

4-      صنایع دستی پشمی ریسندگی و بافندگی

 به واسطه گستردگی، موضوع مورد بحث را با توجه به اطلاعات اندکم در چند بخش خدمت علاقمندان ارائه می کنم. در این بخش نگاهی کوتاه به صنایع دستی دامی خواهم داشت .

صنایع دستی دامی

مواد اصلی این صنعت ازپوست و پشم دام می باشد از پشم دام پالتو(لم چوخا)، نمد(لمه)، نمد کوچک(تل لیک ) و کلاه نمدی درست می کردند. البته از پشم در صنعت بافندگی هم استفاده می شد که در قسمت صنایع دستی ریسندگی و بافندگی به آن می پردازم.

از پوست دام کلاه پوستی (پوست کلاه )، مشک (خیک)، همبون (همبوم)، کفش چرمی(چرم)، پادری(پوست تخت) و کیسه پنیر یا کره (پندیر خیک) درست می کردند.

نمد (لمه)

ابتداء پشم گوسفند را شستشو می دادند بعد از خشک شدن پشم ها بوسیله کمان مخصوص آن را از هم جدا می کردند سپس با استفاده از پشم های رنگ شده روی آن نقش می انداختند. بعد آن را لوله می کردند وبا فشار پا و دست آن را مالش می دادند تا پشم ها به هم بچسبند بعد از خشک کردن، نمد را داخل اتاق فرش می کردند.

نمد کوچک(تل لیک )

طرز ساخت آن مانند نمد می باشد با این تفاوت که درابعاد کوچکتر درست می شد و کل سطح آن را نقش می انداختند.

کلاه نمدی

به وسیله نمد این کلاه را درست می کردند و جهت پوشش بر سر می گذاشتند.

پالتو (لم چوخا)

پشم گوسفند را به شکل نمد در می آوردند سپس آن را به شکل پالتو (لم چوخا ) درست می کردند. چوپانان از آن به عنوان پوشش در روزهای سرد سال و همچنین به عنوان رختخواب در هنگام خوابیدن استفاده می کردند.

کلاه پوستی (پوست کلاه)

روی پوست تازه گوسفند وگاهی پوست بز ماست و نمک می مالیدند بعد از خشک شدن در فضای آزاد آن را خیس می کردند و با دست مالش می دادند سپس آن را در ابعاد مورد نیاز برش می دادند و با نخ آن را دوخته و به شکل کلاه در می آوردند. این کلاه بیشتر در بین چوپانان و گالش ها متداول بود.

مشک (خیک)

پوست گوسفند را به صورت قالبی می کندند سپس آرد و نمک را روی پوست می مالیدند تا پشم به راحتی از پوست جدا شود.بعد از چند روز پشم را از پوست جدا می کردند و  قسمت انتهای پوست و منافذ را به وسیله یک تکه سنگ و نخ می بستند و آن را باد می کردند بعد از خشک شدن جهت حمل آب و دوغ مورد استفاده قرار می دادند.

همبون (همبوم)

آرد، نمک، خمیر ترش و آب حلیم را مخلوط کرده و پوست تازه گوسفند یا بز که به صورت غلفتی از لاشه جدا شده بود را داخل آن می خواباندند بعد از چند روزپشم را از پوست جدا کرده و آن را شستشو می دادند و داخل پاهایشان قرار می دادند و با دست آن را ما لش  (ورز ) می دادند .با نخ قسمتی که سر دام بود را می بستند بعد از خشک شدن جهت حمل یا نگه داری گندم و آرد مورد استفاده قرار می دادند. ضمنا قسمت انتهایی را محکم گره می زدند تا از نفوذ حشرات به داخل آن جلو گیری کنند.

کفش چرمی (چرم)

روی پوست تازه گاو نمک می پاشیدند سپس آن را زیر نور آفتاب خشک می کردند و در ابعاد مورد نیاز برش می دادند. چرم برش داده را با آب خیس می کردند و به وسیله چاقو اطراف آن را سوراخ می کردند بند کفش را که ازچرم درست کرده بودند از داخل سوراخ رد می کردند و آن را به شکل کفش در می آوردند معمولا پا را به وسیله یک پارچه پشمی (شره) از پنجه تا ساق می بستند سپس کفش(چرم) را می پوشیدند.

عده ای پشم گوسفند را به وسیله ابزاری (کتلوم) به نخ تبدیل می کردند و به عنوان بند کفش استفاده می کردند.

پادری (پوست تخت)

روی پوست تازه گوسفند ماست و نمک می مالیدند بعد از خشک شدن در زیر نور آفتاب اطراف آن را با چاقو اصلاح می کردند سپس به عنوان پادری و نشیمنگاه مورد استفاده قرار می دادند.

کیسه پنیر یا کره (پندیر خیک)

پوست تازه بره یا بزغاله که به صورت یکپارچه از لاشه جدا شده بود را برعکس می کردند ماست و نمک را روی آن می مالیدند بعد از خشک شدن در فضای آزاد با دست آن را پرداخت می کردند و منافذ را با نخ محکم می بستند. پنیر یا کره را نمک می زدند و داخل آن می ریختند بعد سر آن را گره می زدند. چنانچه در محل مناسبی نگه داری می شد محتویات داخل آن به مدت یک سال فاسد نمی شد.    

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۵
دوستعلی علیخانی

در گذشته های نه چندان دور اهالی دهستان بنافت در فصل تابستان بازارچه ای جهت فروش اجناس خودشان ترتیب می دادند و مردم جهت خرید و فروش به بازارچه مراجعه و در کنار این بازارچه اقدام به برپایی جشن و سرور می کردند. مثلا لوطی ها با نواختن در سرکوتن و سرنا و خواننده ها با خواندن آوازهای محلی هنر نمایی می نمودند.

همچنین جوانان این دیار اقدام به مسابقات اسب سواری و بازی های بومی و محلی می کردند. یکی از جذاب ترین برنامه ها اجرای کشتی محلی بود که پهلوانان از روستاهای اطراف در مراسم حضور می یافتند و باهم به رقابت می پرداختند و به نفرات برتر جوایزی اهدا می شد. اما در طی دهه های شصت و هفتاد این مراسم به دلایل مختلف برگزار نشد. ولی با همت و پشتکار عده ای از جوانان علاقه مند به فرهنگ بومی و محلی، این مراسم  تحت عنوان همایش احیا و پاسداشت دهستان بنافت در سال 1385 اعلام موجودیت کرد و تاکنون ادامه دارد.

بقیه مطالب و عکسها ادامه مطلب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۰۶
دوستعلی علیخانی

چشمه گرگین وا یا ورگینه وا دربخش دودانگه شهرستان ساری و در یک کیلومتری روستای خوش نشان واقع شده است. راه دسترسی به آن آسفالت می باشد.

در میان درختان انبوه و در مسیر رودخانه چشمه های متعددی از زمین بیرون می زنند. هر کجا را نگاه می کنی آب است تعدادی از این چشمه ها خاصیت درمانی دارند. یکی از این چشمه های معدنی قبل از ورود به رودخانه در مسیر جاده قرار دارد. جهت رسیدن به چشمه اصلی و پرآب باید از میان رودخانه عبور کنی تا به آن برسی. این چشمه دارای آبی بسیار سرد و گوگردی می باشد طوری که بوی گوگرد فضای رودخانه و اطراف چشمه را پرکرده است به دلیل سرد بودن آب فقط در ماههای تیر و مرداد آب چشمه برای شنا مناسب می باشد.

در گذشته های نه چندان دور بومیان منطقه آب را داخل حوض های چوبی (نو) که از تنه درختان می ساختند هدایت می کردند سپس آتش روشن کرده و سنگ های درون رودخانه را داخل آن می انداختند تا کاملا گداخته شود بعد سنگ ها را داخل حوض می انداختند تا آب داغ شود پس از آن درون حوض قرار می گرفتند و خودشان را شستشو می دادند.(آب درمانی) درحال حاضر از حوض های چوبی خبری نیست. عده ای بوسیله دیگ آب را گرم می کنند و از آن جهت استحمام استفاده می کنند.

چشمه های معدنی گرگین وا برای درمان امراض پوستی ، قارچی و روماتیسم و ... مناسب هستند.

اطلاعات جدید در پست چشمه گرگین آباد دودانگه، همین وبلاگ


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۲۱
دوستعلی علیخانی

اعتقاد در لغت یعنی: عقیده داشتن ، گرویدن ، یقین داشتن و باور کردن

آداب و رسوم و سنن ملل مختلف از ابتدای خلقت بشر تا کنون دهان به دهان و نسل به نسل به دیگران منتقل گردیده است از جمله این آداب و سنن می توان به اعتقادات و باورهایی اشاره کرد که در بین مردم مازندران رواج داشته است. بسیاری ازاین  باورها چنان در روح و کالبد مردمان گذشته ریشه دوانیده بود که در بعضی از موارد زندگی را برای آنان سخت و دست و پا گیر کرده بود. اما در حال حاضر با توجه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی اغلب آنها از کاربرد و استمرار باز مانده اند و کمتر کسی پیدا می شود که به این باورها عمل کند.

اعتقادات و باورهای هر منطقه بنا به ضرورت و با توجه به موقعیت جغرافیایی ،اجتماعی و شغلی آن دیار متفاوت بوده است در دهستان بنافت با توجه به اینکه اکثر مردم در گذشته به کشاورزی و دامداری اشتغال داشته اند بسیاری از این باورها در حول و حوش همین مسائل شکل گرفته بود.

جهت آشنایی بیشتر چند نمونه از این باورها و اعتقادات را خدمت سروران گرامی تقدیم می کنم.

  • اگه شال زوز هاکنه هوا آفتابه

اگر شغال زوزه بکشد هوا آفتاب است.

  • اگه دار وک بخونده هوا وارش انه

اگر قورباغه ی سبز روی درخت بخواند باران می آید.

  • اگه لوه بن بخری ته عروسی وارش گرنه

اگر ته دیک بخوری عروسی تو بارانی خواهد بود.

  • اگه هوا خله وارشی بیّه چل تا کل اسم ره بنویسین دار سر آویزون هاکنین تا هوا آفتابی بووشه.

اگر بارندگی طولانی شد اسم چهل کچل را بنویسید و روی درخت آویزان کنید تا هوا آفتابی شود.

  • اگه گو وچه هاکرده هفت روز بهییه همسایه زنا ونا اتّا تاس دونه گوکزا سر دشنده تا گوکزا وسته اتفاقی نکفه

اگر گاو بچه زایید روزهفتم، زن همسایه باید یک کاسه برنج روی گوساله بریزد تا برای گوساله اتفاقی نیفتد.

  • دیزندون ره ونا له بدین اگه ندین شمه گو لاغر وونه

      سه پایه فلزی را باید بخوابانید اگر نخوابانید گاو شما لاغر می شود.

  • کرک کلّه ره نخرین اگه بخرین شمه پییر مییرنه

کله ی مرغ را نخورید اگر بخورید پدرتان می میرد.

  • گسفن مغز ره اگه آدم جوون بخره ونه دیم سیسک زنده

اگر مغز گوسفند را شخص جوانی بخورد صورتش کک مک می زند.

  • وچه ای که تازه به دنیا بمو تا ده روز وه ره تینار نهلین وه ره آل ورنه

بچه ای که تازه به دنیا آمد او را تنها نگذارید چون جن او را می برد.

  • اگه کسی ماقع بوردن ، شخصی اشنافه هاکنه گونّه نشو تسته اتفاق بدی کفنه

      اگر کسی هنگام حرکت کردن یا رفتن ، شخصی عطسه کند می گویند نرو چون اتفاق بد و ناخوشایندی برایت می افتد.


     

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۴
دوستعلی علیخانی

بازی در لغت: سرگرمی به چیزی ، ورزش ، تفریح

تعریف بازی: به هر نوع فعالیتی که فرد برای لذت بردن انجام دهد بدون اینکه به نتیجه نهایی آن توجه داشته باشد یا منتظر باشد چیزی یا پاداشی دریافت کند بازی گویند.

معمولا بازی با شادی همراه است و شادی انسان را به فعالیت برمی انگیزاند و دارای فواید زیادی است که در اثر آن می توان خیلی ازچیزها مانند : رقابت ، همکاری ، بردباری ، اعتماد به نفس ، احترام به دیگران ، نظم ، دقت ، اطاعت از قانون و سایر صفات اجتماعی رایاد گرفت.

اهالی دهستان بنافت در گذشته بازی های گوناگون و متعددی انجام می دادند که هر کدام از آنها دارای محتوا و پیام خاص خودش بود از جمله این بازی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

بورده بورده – لال بازی – مال کاه – پلنگ لاش – مرده بازی – اغوز کاه – میچکا پر تیکا پر – اینک را اونک را – پنجه بیته کاه – هفت سنگ – تب نیتی خری – تلا جنگی – سر بپری کاه – لیله – لینگ کشتی – زوم زومه – شاه وزیر کاه – خرجین کاه – کتک کاه – مرغنه جنگی و ...

در این بخش یکی از بازی های دهستان بنافت را که در اکثر مناطق استان مازندران اجرا می شود خدمت سروران گرانقدر تو ضیح می دهم.

 بازی بورده بورده

برای انجام این بازی ابتدا باید یک نفر را انتخاب کنند تا بازی با او شروع شود. برای انتخاب این شخص به وسیله پارچه شلاق پارچه ای (کتک) درست می کنند. نفر اول کتک را ایستاده و به صورت عمودی در هوا نگه می دارد. شخص دوم از قسمت پایین تر کتک را می گیرد و سعی می کند کتک  دولا نشود این کار را افراد دیگر به نوبت انجام می دهند اگر کتک در دست شخصی خم شد و به حالت افقی درآمد آن شخص به وسط می آید و بازی با او شروع می شود.

بازیکنان به صورت دایره وار و زانوی خمیده می نشینند. شخص انتخاب شده در وسط قرار می گیرد افرا کتک را از زیر زانوی خمیده به حرکت در می آورند و عبارت بورده بورده (رفت رفت) را تکرار می کنند تا طرف را کلافه کنند و از غفلت او استفاده کرده و ضربه یی به پشت او بزنند. سپس کتک را از زیر زانو رد می کنند و به شخص دیگری می سپارند. اگر شخص ضربه خورنده کتک را از دست کسی بگیرد آن شخص بایستی در وسط قرار بگیرد و بازی از اول تکرار می شود.

 

 قوانین بازی :

1- کتک (شلاق) فقط باید به قسمت پشت شخص بر خورد کند.

2- کتک باید از زیر زانوی افراد رد شود و به نفر بعدی سپرده شود.

3-چنانچه شخصی بر خلاف موارد 1و2 عمل کند به عنوان جریمه به جای شخصی که در وسط است قرار می گیرد.


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۷
دوستعلی علیخانی

 

زیستگاه آویشن (اورشمک) در بنافت

گیاه آویشن در مناطق مختلف بنافت از جمله بندبن ، کوههای مشرف به بنافت (زرجو، سه گسپنک، سرلد، گوگلی، کیجا قلعه، نرو خرو ) به وفور یافت می شود.

خواص آویشن

  • اگر آویشن را در یک لیتر آب دم کرده و روزانه از آن میل شود دارای خواص زیر است:

مقوی اعضای بدن و معده ، ضد نفخ معده، ضد تشنجج، رفع تشویش و اضطراب و صرع، درمان سرفه، بیماری کلیه، ضد قارچ، تقویت گردش خون، رفع عفونت های ریوی، سوء هاضمه، دل درد و ...

  • با استنشاق پودر آویشن می توان خونریزهای بینی را متوقف کرد.
  • دم کرده آویشن به همراه عسل درمان مناسبی برای رفع کرمک و افزایش حس بینایی است.
  • جوشانده غلیظ آویشن ماده ای موثر برای رفع ریزش موی سر و تقویت پیاز مو است.

عوارض آویشن

 مصرف بیش از حد آویشن می تواند باعث اسهال، استفراغ، وجود آلبومین در ادرار، سرگیجه، ضعف قلب و ایجاد صدای وز وز در گوش شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۱
دوستعلی علیخانی

اماکن زیارتی بنافت (امامزاده سید عسکری)

امامزاده سید عسکری در دهستان بنافت و در نزدیکی روستای ولیک بن، در کنار رودخانه تلار واقع شده است . فاصله امامزاده با جاده اصلی یک کیلومتر می باشد .

امکانات رفاهی امامزاده :

·          مسافرخانه

·          لوله کشی آب شرب

·          سرویس بهداشتی

·          محوطه سازی زیبا ، همراه با درختان سر به فلک کشیده

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۹
دوستعلی علیخانی

کاربرد رزین

این وسیله بیشتر در نزد نوجوانان و جوانان دهستان بنافت طرفدار داشت که از آن جهت شکار پرندگان از جمله گنجشک، تیکا، اویا، کبوتر صحرایی و همچنین جهت نشانه گیری که در واقع نوعی سرگرمی و بازی بود مورد استفاده قرار می گرفت. به عنوان مثال یک قوطی خالی یا یک قطعه چوب را به عنوان هدف در نظر می گرفتند و به طرف آن تیراندازی می کردند. شخصی که بیشترین تیر را به هدف می زد به عنوان برنده محسوب می شد. در حال حاضر نوجوانان و جوانان دهستان بنافت از این وسیله به ندرت استفاده می کنند.

اجزای تشکیل دهنده رزین

    یک قطعه چوب به شکل Yیا V به ضخامت یک الی دو سانتیمتر و به طول ده الی دوازده سانتیمتر

    دو قطعه کش به طول بیست الی بیست و پنج سانتیمتر و عرض دو سانتیمتر

    یک قطعه چرم نازک به طول ده سانتیمتر و عرض سه سانتیمتر

    مقداری کش پهن و نازک جهت بستن اجزای رزین به هم

روش ساخت رزین

دو کش بیست الی بیست وپنج سانتی را به وسیله ی کش به دوشاخه (رزین چو) محکم ببندید. سپس با چاقو دو طرف چرم را سوراخ کنید و کش های بیست الی بیست و پنج سانتی را از داخل آن رد کنید و بوسیله دو تکه کش نازک آنها را به چرم محکم ببندید.

روش استفاده از رزین

تیر رزین معمولا از سنگ های گرد به قطر یک الی دو سانتیمتر انتخاب می شود. سنگ را در قسمت چرمی رزین قرار دهید. با یک دست چوب رزین و با انگشت شست و اشاره دست دیگر قسمت چرمی رزین را بگیرید و تا آنجایی که قدرت دارید آن را بکشید. بعد دستی که چرم را نگه داشتید رها کنید تا تیر به سمت هدفی که نشانه گرفتید برخورد نماید.


 بنده مطمئنم که اهالی دهستان بنافت خاطرات شیرینی از شکار یا بازی با رزین دارند که برای دیگران شنیدنی خواهد بود. لطفا در بخش نظرات خاطرات شیرین خودتان را بازگو نمایید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۶
دوستعلی علیخانی

ونوشه چینی

یک از راههای کسب درآمد اهالی دهستان بنافت در دهه های گذشته فروش بنفشه بود. معمولا این کار از نیمه دوم اسفند شروع و در نیمه اول فروردین خاتمه می یافت. این کار بیشتر توسط خانم ها صورت می پذیرفت. پس از اینکه بنفشه ها را از بیشه زارها می چیدند آن را خشک می کردند. مقداری را  جهت مصرف سالانه کنار می گذاشتند و بقیه را به خوابار فروشی های داخل محل می فروختند و در قبال آن از مغازه دار کالا یا پول دریافت می کردند. اسامی تعدادی از مغازه داران قدیمی دهستان بنافت که از مردم بنفشه می خریدند را خدمت شما معرفی می کنم.

روستای دادوکلا : مرحوم بخشعلی طالبی،مرحوم مهرعلی بکروی، مرحوم عشقعلی باقری، مرحوم علی قاسمی

روستای ولیکچال : مرحوم حاجی شعبان یوسفی

روستای سودکلا: مرحوم حاجی لطف اله طیبی، مرحوم مشهدی محمد طیبی

روستای سنگده : مرحوم ... پیروی،مرحوم ... پاکدامن، عیسی موسوی،

روستای پاجی : مرحوم حاجی حسین محمدی، پیرجان خلیلی

روستای جورجاده: حاجی مرتضی جعفری

روستای وزملا: مرحوم رمضان شعبانی

روستای میانا: مرحوم میرزا عباسعلی اسپهبدی، محمد ولی رحمانی

روستای ولیک بن: مرحوم سید عیسی نصیری ،عزت نوری 

چنانچه نام و نام خانوادگی شخصی را اشتباه نوشته ام لطفا در بخش نظرات اطلاعات صحیح را مرقوم فرمایید .

خواص بنفشه:

تمام قسمتهاى گیاه بنفشه مخصوصا ریشه آن داراى ویولین است، طبق آخرین تجربه هاى علمى که روى گیاه بنفشه بعمل آورده اند معلوم شده است بنفشه داراى موسیلاژ، آسیدسالیسیلیک، ماده رنگى، معلوم، قند ایرون، آسیدمالیک و ویولین مى باشد.

بنفشه اگر تازه باشد شکم را استراحت مى دهد، صفرا را کم مى کند، سینه را پاک کرده و آنژین را درمان مى کند.

بنفشه جهت درمان برونشیت، سیاه سرفه، گریپ، میگرن، زکام، و یا اختلالات کلیه مورد استفاده قرار می گیرد.

امام علی (ع) فرمودند: حرارت تب را بوسیله بنفشه و آب خنک از بین ببرید.

پیروان مکتب بقراط حکیم، بنفشه را براى سردرد، آفتاب زدگى و بیماریهای عفونى همراه با تب و لرز تجویزمى کردند.

جهت درمان برونشیت، جوشانده گل بنفشه خشک را با عسل، شیرین کنید و هر روز سه تا پنج بار و هر بار یک فنجان از آنرا بنوشید.

بنفشه براى درمان انواع آنژین، برفک، خون ریزى لثه و امراض پوستى، به کار مى رود.

براى درمان برفک و آنژین 30 تا 50 گرم گل بنفشه خشک را در یک لیتر آب بجوشانید و بعد از 15 دقیقه آن را غرغره کنید.

با 50 گرم  جوشانده  گل بنفشه خشک  روزى دو بار دهان را شستشو دهید تحریکات لثه ها را متوقف مى کند و آنها را محکم مى سازد و در نتیجه دچار خونریزى لثه نمی شوید.


بورم ویشه بَچینم مِن وَنوشه

وِره بَرسم و هاکنم تونه

گوجوجوک ره بَهیرم پو هاکنم

چپ چپا فرش هاکنم یار خِنه


چنانچه شما یا بزرگترهای شما خاطراتی از ونوشه چینی یا فروش بنفشه به مغازه داران قدیمی دارید لطفا در بخش نظرات عنوان کنید.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۷
دوستعلی علیخانی

شعبان نادری رجه متولد سال1350 شمسی، ساکن پل سفید،  شهرستان سوادکوه، دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ادبیات فارسی و دبیرادبیات مدارس شهرستان سوادکوه هستند. شعرهای وی در کاست های استاد ابواحسن خوشرو و محمود شریفی و دیگر خوانندگان مازندرانی مورد استفاده قرار گرفته است.

   استاد شعبان نادری در همایش های پاسداشت دهستان بنافت حضور گرم و صمیمی داشته اند و باخواندن اشعار محلی اهالی دهستان بنافت را همیشه سر ذوق آورده اند.

 شعر مله‌ی استاد نادری پیام‌های زیادی دارد. ایشان مسائل متعددی را در این شعر مطرح کرده‌اند که متاسفانه در  جامعه‌ی کنونی هر روز با آن روبرو هستیم و با آن‌ها دست و پنجه نرم می کنیم و چشمان خود را خواسته یا ناخواسته بر روی این واقعیات بسته‌ایم و ریشه به تیشه یکدیگر می زنیم.

هئیی ئه ریشه رِ هره کشمبی                 بیستا بیستا داز و دره کَشمبی

راضی به حق خودمان نیستیم و فقط خودمان را می‌بینیم. در اطراف ما عده ای بدون شام سر بر بالین می‌گذارند و عده ای دیگر آرزوی پوشیدن یک دست لباس نو را دارند.

درنه وچونی وِشنا خِسّنه                   بی‌بالش، بی سرین، بی‌لا خِسّنه

اگر بخواهیم بیت بیت شعر مله را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهیم به قول معروف، «مثنوی هفتاد من کاغذ شود» و در این مجال نمی گنجد. پس قضاوت و تفسیر شعر مله را بر عهده‌ی خودتان می گذارم انشاالله که به خودمان بیاییم و جور دیگری به دنیا و اطرافیانمان نگاه کنیم.  

مَله

مه مله بلندِ حِصار نداشته                                                                           

هیچ کسی پاپِلی جا کار نداشته                                                                      

اِماجه هر روز دل دَکِش نکردنه                                                      

گل رِ لو نیتنه نَخِش نکردنه                                                               

هئیِ گپِ جا ایمون داشتمی                                                                  

 اِفتاب رِ شه سرپیش مهمون داشتمی                                

هیچ کس رَفِق رِ دکلاب ندائه                                                           

رفیقِ دسِّ به طناب ندائه

دیگه شه دل رِ سنگِ چین هاکردمی                                        

 اِفتاب رِ دلِ جا بریم هاکردمی                                               

دیگه دل رِ بندِ کلی بهیته                                                                           

  لمبیک دَکِته تن رِ دی بهیته                                                              

اسا حیاط به حیاط سیم بزوئه                                                           

 بلوک جا شیشه بریم بزوئه             

امه یاد بورده اتّا ریشه بیمی                                                              

همه اتّا او په‌ی وچه بیمی                                                                 

ته یاد بورده پیته کَلوش رِ کردی                                                        

 یا که اون لَش بزه روپوش رِ کردی                                             

کَسِر دومبی فقیرِ وَر هنیشیم                                                                         

 یا پیت کته لمه‌ی سر هنیشیم                                                          

نِلِمبی تن فقیرِ تن رِ بنده                                                                           

پیرن، چارویدارِ پیرَن رِ بنده                                                                 

تش هایته موزی دار رِ او نزمبی                                                    

شه دس رِ مشک و عطرِ رو نزمبی                                               

اینتی بیمی که برار رِ نشمبی                                                          

در سوزنه افرا‌ دار رِ نشمبی                                                        

انه روزی اِفتاب رِ راه ندِمبی                                                                         

تیر بخرده شوکا رِ جا ندمبی                                                              

شو دکته آدم رِ سو ندِمبی                                                         

اتا «روح پاپلی» رِ او ندِمبی                                                            

ملیجه‌ی دسِّ نون رِ گیرمبی                                                             

تیکای ملک و سامون رِ گیرمبی                                            

انده مزّیر که خو کوتن بهینه                                                            

یک شو لوتکی وطن بهینه                                                                 

عُمِر بورده عاشِقِ گل نهیمی                                                               

عاشِقِ خوندِشِ بلبل نهیمی                                                       

اتا عمرِ دل به اندون هدامی                                                                 

 دل رِ دسی دسی زندون هدامی                                                      

ندامی دل رِ کوتر کوه بوره                                                              

 ماه چارده شوی پادو بوره                                                  

گِلِ ونوشه‌ی گِر رِ نِشامی                                                        

عشقِ امیر و گوهر رِ نِشامی                                                             

دیگه مه مله بالِ ماس دنیه                                                                       

 اتّا آدِمِ رُک و راس دنیه                                                                    

هئیی ئه ریشه رِ هره کشمبی                                                                        

بیستا بیستا داز و دره کَشمبی                                                                 

اتّا دارا صدتا فقیر درنّه                                                                            

صد تا به نونِ شو اسیر درنه                                                               

درنه وچونی وِشنا خِسّنه                                                                  

بی‌بالش، بی سرین، بی‌لا خِسّنه                                                             

ندائه مال که فخر و فیس هاکِنی                                                         

جمع هاکِنی و دس رِ میس هاکنی                                                 

مال هدائه اَتی رِ تیم هِشِندی                                                        

  اَتی رِ سفره‌ی یتیم هِشِندی                                                                     

دَس هدائه فقیرِ دس رِ بیری                                                                       

تا مظلوم حقوق رِ پس بهیری                                                             

زنده اون نیه تَشِ سو بکوشه                                                            

گِل رِ لو بیره، بک و بو بکوشه                                                        

چه وِنه کوتر رِ کپّل بَزِنیم؟                                                                                    

 هئی رِ تهمتِ باطل بزنیم                                                                     

چه وِنه چلچلا رِ هیش هاکِنیم؟                                                 

 پاپِلی بمو در رِ پیش هاکنیم                                                      

بِلیم شوکا زلالِ او بخره                                                                        

بوره ممرز کشه تو بخره

  بِلیم تیکا خِر و خشی هاکنه                                                                       

هرجا خوانه شه کوچ کَشی هاکنه                                             

بلیم بلبل شه سه سِرنا بزنه                                                                        

 بوره ویشه به ویشه پا بَزِنه                                                                   

تا دَرِمبی او رِ تیلِن نکنیم                                                                        

 بدی به سبزه و هِمن نکنیم                                                                     

سر آخِر یک وجه کفن ورمبی                                                        

اتّا میس خاک، سرین بِن وَرِمبی                                               

امه جا اتّا اسم و نوم موندنه                                                                          

اتّا مزار بی‌نشون موندنه


با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۰۹:۱۹
دوستعلی علیخانی

عرض سلام و احترام خدمت تمامی بنافتی های بزرگوار

در دل نوشته ام سعی کرده ام گوشه ای از فعالیت های اهالی دهستان بنافت، که بسیاری از آنها به خاطرات پیوسته اند را یادآوری کنم و نامی از افرادی که از این جهان رخت بر بستند و همچنین اماکنی از یازده روستای دهستان بنافت(دادوکلا، سودکلا، ولیکچال، ولیک بن، وزملا، درزیکلا، سنگده، میانا، پاجی، جورجاده، جیجات ) را در آن بگنجانم . برای اینکه حق مطلب را ادا کرده باشم اشعار را به صورت فینگلیش برایتان نوشتم و معانی بعضی از کلمات و  اصطلاحات بکار برده شده در اشعار را در بخش توضیحات به زبان فارسی برای نسل جدید معنی کرده ام.


مه دل تنگ بهیته جان بنافت وه

me del tang bahite jane benaft ve

کیجا قله ، زرجوی کوه ارات وه

kija ghale zarjoye kuh erat ve

مه دل تنگ بهیته فنر سو وه

me del tang bahite fenere sou ve

شوپه گر کلی چش مشت خو وه

shoupe gere kalli chesh mashte khou ve

مه دل تنگ بهیته ورف و دشو وه

varf o deshou ve  me del tang bahite

لگن تله و شو اِ تیکا سو وه

lagen tale o shou e tika sou ve

مه دل تنگ بهیته عاروس برون وه

Me del tang bahiteh aroos barun ve

علممد سرنا ، انار زنون وه

Al mamede serna enar zanoon ve

مه دل تنگ بهیته عاروس داما وه

me del tang bahite aroos dama ve

چاربیدار و کوره چی اِ چارپا وه

charbidar o korechi e charpa ve

مه دل تنگ بهیته سی رم دو وه

me del tang bahite sireme dou ve

حاج حبیب تلار سر ،کشک بو وه

Haj habibe telar sar kashke bou ve

مه دل تنگ بهیته درویش علی وه

me del tang bahite darvishali ve

بیس شیش بازار،کشتی اِ نادعلی وه

Bis shis bazar keshti e nadali ve

مه دل تنگ بهیته اسیو کلوا وه

me del tang bahite asu kelva ve

پلردن اودنگ دونه حلوا وه

pelerdene oudang doune helva ve

مه دل تنگ بهیته مرسی کتری وه

me del tang bahite mersi ketri ve

دش لته اِ قهوه چی یسفعلی وه

dashlate e ghahvechi e yosfali ve

مه دل تنگ بهیته کچه کترا وه

me del tang bahite kache ketra ve

نجارون لیلم هستنه بصدا وه

nejjaroun lilem hastne besta ve

مه دل تنگ بهیته کلک ، چوخا وه

me del tang bahite kelek choukha ve

سید اصغر بدوته قوا وه

seied asghere badoute gheva ve

مه دل تنگ بهیته ونگ تلا وه

me del tang bahite vange tela ve

حاجی صفدر چفت سر، ماست پلا وه

haji safdere chaft sar mast pela ve

مه دل تنگ بهیته اشک او وه

me del tang bahite asheke ou ve

سی تلاره غلملی ، گالش گو وه

si telare ghelmali galesh gou ve

مه دل تنگ بهیته کر و کسو وه

me del tang bahite kar o kasou ve

مرتضی اِ گندم جاره درو وه

Morteza e gandem jare derou ve

مه دل تنگ بهیته بینج نشا وه

me del tang bahite binje nesha ve

مندلی بور و بمون کوپا وه

mandali bour ou bamoune koupa ve

 

 توضیحات

بنافت : نام دهستانی در بخش دودانگه ساری *** کیجا قله : نام قله ای در دهستان بنافت

زرجو : نام مرتعی در دهستان بنافت *** ارات : نام شهری قدیمی در نزدیکی روستاهای پاجی و میانا

فنر : فانوس *** شوپه گر : کسی که در شب از مزارع گندم و جو مراقبت می کند 

خو : خواب *** ورف : برف *** دشو : نام غذایی که از خرمالو تهیه می شود  

لگن : تشت بزرگ *** شو : شب *** تیکا : نام پرنده ای است 

تیکا سو : شکار پرنده ی تیکا در شب بوسیله چراغ قوه

علممد : مرحوم علی محمد طالبی دادوکلایی که مهارت خاصی در نواختن سرنا داشته اند

انار زنون : در گذشته وقتی عروس نزدیک منزل داماد می رسید داماد اناری را به سوی عروس پرتاب می کرد که به انار زنون معروف بود

 عاروس داما : نام چشمه و غاری در قسمت شمالی روستای دادوکلا 

چابیدار : کسانی که در جنگل با اسب و قاطر الوار و تراورس حمل می کنند 

کوره چی : کسانی که از چوب های جنگلی زغال درست می کردند

 سی رم : نام جنگلی در نزدیکی روستای ولیک چال که در دهه های گذشته گالش ها آنجا را تعلیف می کردند

 دو : دوغ *** حاج حبیب : مرحوم حاجی حبیب قربانی ولیک چالی که در جنگل سی رم به شغل شریف گالشی مشول بودند

تلار سر : خانه چوبی گالش ها که کاملا از چوب درست می شد

درویش علی : نام امامزاده ای در روستای سودکلا(در دهه های گذشته در بیست و ششم فردین ماه تبری در کنار

امامزاده درویش علی بازارچه محلی برپا می شد و در حاشیه بازار اقدام به برپایی کشتی محلی می کردند)   

نادعلی : نام یکی از پهلوانان کشتی محلی ساکن روستای دادوکلا *** اسیو : آسیاب

 کلوا : نانی که آن را داخل خاکستر چوب می پختند 

پلردن : نام رودخانه ای بین روستاهای سودکلا و ولیک بن که آسیاب ها و دنگ های آبی در حاشیه آن قرار داشت

 اودنگ : جایی که شلتوک را به برنج تبدیل می کردند

 دونه حلوا : حلوایی که با آرد برنج درست می شود *** مرسی : مسی

 دش لته : نام مکانی در نزدیکی روستای وزملا

یسفعلی : مرحوم یوسفعلی شعبانی وزملایی که در دش لته قهوه خانه داشت

 کچه : قاشق چوبی *** کترا : ملاقه چوبی *** لیلم : نام قبرستانی در روستای درزیکلا

 بصدا : بی صدا *** کلک : تن پوشی که با پشم بره بافته می شد

 چوخا : تن پوشی که با پشم گوسفند درست می شد

سید اصغر : مرحوم سید علی اصغر کاظمی سنگدهی که در دهستان بنافت به شغل خیاطی به

صورت سیار مشغول بودند *** بدوته : دوخت *** قوا : کت *** ونگ : بانگ ، صدا

 حاجی صفدر : مرحوم حاجی صفدر غلامی که در روستای میانا به شغل شریف دامداری (چوپانی ) مشغول بودند

اشک : نام رودخانه ای در پاجی و میانا *** او : آب *** سی تلار : نام ملکی در روستای پاجی

 غلملی : مرحوم حاج غلامعلی قلی نژاد که در ملک سی تلار به شغل شریف گالشی مشغول بودند

 گالش : کسی که به پرورش گاو در جنگل و مراتع مشغول بود *** گو : گاو

 کر و کسو : به دسته ای از گندم یا جو می گویند *** مرتضی : حاجی مرتضی جعفری جورجاده ای  

 بینج : شالی *** مندلی و بمون : مرحومین محمدعلی و بمان از روستای جی جات

بور : رنگ طلایی ، به کسی که موی سرش طلایی باشد می گویند

کوپا : روی هم قرار دادن دسته های شالی یا گندم روی زمین یا نفار چوبی که به صورت برج درست می کردند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۰۹:۰۰
دوستعلی علیخانی

 چیستان مخفف چیست آن و معانی آن عبارتند از : پرسیدنی ، سربسته و مشکل ، کلام پیچیده که درک معنی آن محتاج تفکر و تامل باشد ، سوال از چیزی با دادن نشانی های آن به طرز و شکلی که جواب دادن به آن مشکل باشد.

چیستان معمولا در مجالس و محافل دوستانه و شب نشینی ها بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت و به نوعی یک سرگرمی فکری به شمار می رفت. اهالی دهستان بنافت معمولا در شب های طولانی فصل زمستان از همدیگر سوالاتی را با مطلع این تا چه چیه (این چیست) می پرسیدند. اگر شخص جواب دهنده جواب سوال را بلد نبود شخص سوال کننده از ایشان پاداش می خواست و می گفت.  ده هاده .یعنی یک ناحیه یا ده را به من بده. شخص جواب دهنده می گفت. فلان ناحیه یا روستا مال شما. شخص سوال کننده جواب چیستان را می گفت و امتیاز می گرفت. سپس شخص برنده چیستان دوم را مطرح می کرد. اگر طرف مقابل جواب را درست می گفت سوال (چیستان) را ایشان مطرح می کرد.

چند نمونه از چیستان های اصیل دهستان بنافت را جهت استحضار، خدمت علاقمندان به فولکلور مازندرانی تقدیم می کنم تا بتوانم اندکی از روح تشنه شما عزیزان را سیراب کرده باشم.

 

     1- این تا چه چیه ،اسب کره کاک بی دم ،  نا جو خرنه نا گندم ، بار ورنه پیش مردم

      2- این تا چه چیه ،بالا شونه بار دارنه ،  پایین انه کار دارنه

3- این تا چه چیه ،سن من سنون من نرم و نازک وچون من

4- این تا چه چیه ، ازه وقت بلا ای آرنه ،  ازه وقت پلا ای آرنه

5- این تا چه چیه ، شو کنیز و روز خانم

6- این تا چه چیه ، سه تا برار همدیگر ره سال دوازده ماه اشنه

7- این تا چه چیه ، پنج تا برار همدیگر ره دم دنه

8- این تا چه چیه ، ونه جمه  بی درزه

9- این تا چه چیه ، سه تا دیکون دوش به دوش اولی پوست فروش ، دومی آرد فروش ، سومی دیک فروش

10- این تا چه چیه ، بالا شونه هالنگ با لنگ ، پایین انه ببر و پلنگ

          جواب چیستان

ردیف

مازندرانی

فارسی

1

دونه پاج

سینی چوبی

2

کچه

قاشق چوبی

3

تشی

جوجه تیغی

4

زوون

زبان

5

لادواج

رختخواب

6

دیزندون

سه پایه

7

جورب سخ

سیخ های جوراب بافی

8

مرغنه

تخم مرغ

9

پستونه

سنجد

10

اودنگ

دنگ – آلت شالی کوبی


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۴ ، ۰۸:۲۳
دوستعلی علیخانی

تاریخچه دودانگه

دودانگه یکی از بخش های کوهستانی شهرستان ساری به شمار می رود. مردم این دیار قبل از اسلام دارای مذهب زردشت (زرتشت) بوده اند. با گسترش اسلام در ایران اهالی دودانگه اسلام تسنن ( بنی امیه و بنی عباس) را نپذیرفتند. در سال 250 ه. ق مردم این منطقه با سادات علوی که به علت فشار عاملین خلیفه وارد منطقه شده بودند آشنا شدند و به مذهب تشیع روی آورده اند.

دودانگه در سال 1316 ه.ش رسما بخش شد. دودانگه از سال 1316 الی 1360 دارای 5 دهستان ( فریم ، بندرج ، بنافت ، پشتکوه ، نرم آب دوسر ) با 115 پارچه آبادی بوده است. با توجه به اینکه تعداد زیادی از روستاهای منطقه دودانگه به استان سمنان ، بخش کلیجان رستاق ساری و منطقه چهاردانگه ملحق شده است در حال حاضر دارای دو دهستان به نام های فریم با 48 روستا و دهستان بنافت با 11 روستا می باشد.

بخش دودانگه از دو طریق به مرکز استان مازندران، شهر ساری راه دارد که هر دو مسیر آسفالت می باشد:

مسیر سلیمان تنگه 60 کیلومتر.

مسیر سوادکوه 90 کیلومتر.

وجه تسمیه دودانگه

این منطقه زمانی تحت والی استرآباد بود تا اینکه میر عمادالدین عمادی با کمک فخرالدین بولایی ( بولا نام یکی از شهرهای تاریخی دودانگه است که در حال حاضر هیچ اثری از آن وجود ندارد ) قیامی علیه والی استرآباد ترتیب داد و فرمانروایی هزار جریب را شخصا به عهده گرفت. ایشان یک همسر از روستای چاشم و یک همسر از روستای وری اختیار کرده بودند. از همسر چاشمی دو پسر و از همسر وری چهار پسر داشت. ایشان در اواخر عمرش دو دانگ هزار جریب که شامل پنج دهستان بوده و در قسمت غربی قرار داشت بین دو پسر چاشمی و چهار دانگ هزار جریب را که در قسمت شرق قرار داشت بین چهار پسر وری تقسیم کرد . بدین صورت منطقه هزار جریب به دودانگه و چهاردانگه مشهور شده است .

جفرافیای منطقه دودانگه

بخش دودانگه ساری منطقه ای به وسعت تقریبی 570 کیلومتر مربع است که از شمال به بخش کلیجان رستاق ساری ، از شرق به بخش چهاردانگه ساری ، از غرب به شهرستان سوادکوه و از جنوب به رشته کوه های البرز و استان سمنان محدود می شود .

مرکز بخش دودانگه روستای محمد آباد (فریم شهر ) است که در 65 کیلومتری شهر ساری واقع شده است.

از روستاهای مهم این منطقه می توان به سنگده ، دادوکلا و سودکلا، پاجی و میانا ، شلدره ، رسکت ، تلاوک ، علی آباد ، ورمز آباد ، کرسب و مسکوپا ، شلیمک و پاشاکلا ، مرگاب علیا و روستای تاریخی قارنسرا اشاره کرد.

اماکن دیدنی دودانگه

ü        برج تاریخی رسکت

ü        سد سلیمان تنگه

ü        چشمه گرگین آباد خوش نشان

ü        قله ی اچو

ü        رودخانه شیرین رود خرم آباد و دینه سر

ü        رودخانه اشک پاجی و میانا

ü        رودخانه تلار (کسلیان)

ü        چشمه عروس و داماد (عاروس داما)

ü        آبشار بولا

ü        سد خاکی مجی ؟ ؟ ؟!!!

ü        آبندان جعفرکلا

ü        ارتفاعات کیجا قلعه ، نرو و خرو ، گوگلی

ü        مراتع بندبن و زرجو

ü        چشمه تلارسربند سنگده

ü        امامزادهای متعدد

ü        غار عاروس داما دادوکلا

ü        آبشار خزه ای عاروس داما دادوکلا

ü        شالیزارهای جگله فریم

ü        جنگل های انبوه و سرسبز با میوه های جنگلی خوشمزه

ü        چشمه آبخونی تلارم

ü        چشمه اوپخشون واودره

ü        چشمه دوالم رسکت علیا

ü        و ..

با کلیک روی لینک زیر به کانال تلگرامی بنافت بپیوندید

benaft11@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۴ ، ۰۸:۱۳
دوستعلی علیخانی

یکی از غذاهای اهالی دهستان بنافت آرشه است که از شیر گوسفند یا بز تهیه می شود.این غذا معمولا در وعده غذایی صبحانه و عصرانه مورد استفاده قرار می گیرد.

چوپانان بنافتی دام هایشان را در فصل تابستان به مراتع سرسبز و پر از گلهای معطر و مملو ازگیاهان دارویی گلرد ، زرجو ، بندبن و اوپرت می برند. چون احشام از این گیاهان می خورند بنابراین آرشه ای که از شیر گوسفندان در این مراتع بدست می آید به مراتب خوشمزه تر از آرشه پایین دست می باشد.

طرز تهیه آرشه

ابتدا شیر را روی اجاق قرار می دهند وقتی شیر ولرم شد. آن را از روی اجاق برداشته و مقدار مایع پنیر به آن اضافه می کنند وقتی شیر تبدیل به پنیر شد آن را داخل پارچه نازکی ریخته تا مقداری از آب پنیر کشیده شود. سپس پنیر را بوسیله دست ، روان و شل می کنند طوری که شبیه شیر شود. بعد ان را داخل دیگ ریخته و روی اجاق با شعله ملایم قرار می دهند. و به وسیله ملاقه چوبی ( کترا ) آن را به صورت مداوم به مدت سه ساعت به هم می زنند تا دیگ ته نگیرد وقتی به اندازه کافی سفت شد به داخل ان مقداری آرد گندم (به ازای  هر 10 کیلو شیر 1 کیلو آرد گندم ) و روغن ( اگر سر شیر باشد بهتر است ) اضافه می کنند سپس آن را آنقدر هم می زنند تا روغن روی آرشه نمایان شود یا به عبارتی روغن بالا بیاید.

عده ای مقداری زرد چوبه در انتهای کار به ارشه اضافه می کنند تا رنگ آن زرد شود.

به روغن روی آرشه وارغون می گویند که مصرف دارویی دارد. معمولا این روغن را روی موضع دردهای روماتیسمی می مالند.

در گذشته آرشه را داخل مشک ( خیک ) می ریختند. اما در حال حاضر آن را داخل دبه می ریزند.چنانچه در مکان خنکی نگهداری شود تا یک سال ماندگاری دارد. 

بندبن مرتع دامداران بنافت

گلرد مرتع دامداران روستای دادوکلا

اوپرت مرتع دامداران روستاهای پاجی و میانا 

زرجو مرتع دامداران روستای سنگده

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۲
دوستعلی علیخانی